پنج برداشت مردم از دین و سیاست در پیام آیت الله جوادی آملی

در جریان برگزاری همایش بین المللی گفتمان اسلام سیاسی امام خمینی (ره) و جهان معاصر آیت الله جوادی آملی در پیامی به این همایش عنوان کرد: یک معمار قوی مانند امام خمینی (ره) نیاز است که هم دین را زیر ستون لازم مستقر کرده و هم جامعه را طوری رهنمود کند که کار ستون از آن بردارد.

در بخشی از این پیام آمده است اگر نظام اسلامی بخواهد مستقر شود هم دین باید کار ستونی خود را انجام دهد هم دینداران باید کار ستونی خود را انجام دهند. یک معمار قوی مثل امام خمینی می خواهیم که هم دین را زیر ستون لازم مستقر کند و هم جامعه را طوری رهنمود کند که کار ستون از انها برآید از این رو یک معمار ابراهیمی و خلیلی می طلبد.

در بخش دیگری از این پیام آمده است مردم در برداشت دین و سیاست ۵ گروه هستند و باید ببینیم که امام چگونه این ۵ گروه را شناخت و خود را در راس قلمرو آنها قرار داد.

برخی منکر این هستند و معرفت شناسی آنها تنها در تجربه حسی است. گروهی خائن خارج اندیش هستند که امام علی (ع) در نهج البلاغه خطاب به آنها گفته شما دیانت منهای سیاست را قبول دارید اینها خارجی اندیش هستند.

در ادامه این پیام آمده است گروه سوم نشسته دین را می بینند و می گویند دین از سیاست جداست و دین کاری به سیاست ندارد اینها هم دین را قبول دارند هم سیاست اما می گویند ساز و کار آنها با هم فرق دارد.

گروه دیگر دین را با سیاست هماهنگ می دانند اما سیاست را اصل قرار داده و چنگال سیاست را بر روی دین می کشند و از دین به نفع سیاست خود استفاده کرده و آن را قربانی سیاست می کنند.

ایت الله جوادی آملی در بخش دیگری از پیام خود آورده است راه کج انسان را به مقصد نمی رساند، سود در مقصدی است که از راه صحیح به آن برسند، ممکن نیست کسی از راه باطل به مقصد برسد.

گروه پنجم دیانت را ضروری و سیاست را هم ضروری می دانند اما پیشوایی سیاست را به دیانت می دهند اینها مانند امام راحل (ره) و شهید بهشتی می اندیشند، اینها باقی هستند و جامعه را از هلاکت نجات می دهند.

در بخش پایانی این پیام آمده است امام راحل (ره) سیره و سنتش الهی بود، الهی می اندیشید، الهی سخن می گفت و الهی جامعه را احیا کرد.

/6262

کدام نامزد انتخابات آمریکا برای ایران بهتر است؟

هافینگتون پست در این گزارش نوشته است:

برنی سندرز می توانست بهترین انتخاب برای ایران برای دور بعد ریاست جمهوری آمریکا باشد. سخنرانی های او در انتقاد از شرکتهای بزرگ، شکاف فزاینده بین فقیر و غنی در آمریکا، وسعت عملیات نظامی آمریکا و مداخله اش در سراسر جهان حتی از شبکه تلویزیونی دولتی ایران پخش شد.

 رویکرد سندرز در سیاست خارجی و خاورمیانه رو به انزواگرایی دارد، که با خواست ایران برای بیرون راندن نیروهای آمریکایی از منطقه و دنبال کردن سیاست هایش همپوشانی دارد.

اما به نظر می رسد سندرز دیگر شانسی برای پیروزی و انتخاب از سوی پایگاه دموکرات ها نداشته باشد. با این حساب، کدام نامزد – هیلاری کلینتون یا دونالد ترامپ – گزینه مطلوب ایرانی ها خواهد بود؟

برای ایران اولین مساله مورد بررسی نگاه نامزدها به توافق هسته ای است. ادامه اجرای توافق هسته ای منجر به واریز میلیاردها دلار به خزانه ایران، افزایش فروش نفت، پیوستن مجدد به جامعه بین المللی، اتصال به سیستم مالی جهانی می شود، که به ایران اجازه می دهد قدرت سخت و نرم خود در منطقه را به شکلی موثرتر، آسان تر و آزادانه تر اعمال کند.

هیلاری کلینتون از جمله موافقان توافق هسته ای بوده است. او در مصاحبه اش با شبکه MSNBC در این باره می گوید: « من 18 ماه را صرف کنار هم گذاشتن تحریم هایی علیه ایران کردم تا آن ها را وادار به حضور پشت میز مذاکره کند». احتمال آنکه او برای حفظ توافق هسته ای تلاش زیادی کند، بیشتر است.

به زبان دیگر، ایران می تواند با توافق هسته ای آمریکا را گروگان خود داشته باشد، و اهداف ایدئولوژیک، ژئوپولیتیک، راهبردی و منطقه ای خود را بی هیچ هراسی دنبال کند. علاوه بر این، ایران می تواند پس از پایان دوره توافق هسته ای به هر میزان که بخواهد اورانیوم غنی کند و هر تعداد که بخواهد سانتریفیوژ فعال داشته باشد و به کشوری هسته ای تبدیل شود. برداشته شدن تحریم ها به ایران کمک می کند حمایت خود از دولت سوریه و شبه نظامیان مورد حمایتش در منطقه را افزایش دهد.

از سوی دیگر، دونالد ترامپ در کمپین انتخاباتی خود به نظارت دقیق بر اجرای توافق هسته ای و پایبندی ایران به آن، بررسی فعالیت های موشکی ایران، انتقاد از این توافق در صورت نقض قطعنامه های سازمان ملل، و مخالفت با توافق هسته ای تاکید کرده است. اریک ترامپ فرزند او در مصاحبه ای رادیویی می گوید آنچه باعث نامزدی پدرش برای ریاست جمهوری آمریکا شده توافق هسته ای اوباما با ایران بوده است.

در نتیجه کلینتون می تواند انتخاب بهتری برای ایران در رابطه با توافق هسته ای باشد.

سوای مساله هسته ای، بهترین نامزد برای ایران کسی است که در زمینه مسائل خاورمیانه نقش رهبری ایفا نکند، در عراق و سوریه که خط قرمزهای ایران هستند کمترین حضور را ترتیب ببیند و در موارد لازم با ایران همکاری تاکتیکی و نه راهبردی داشته باشد.

از نظر دولت ایران رئیس جمهوری در آمریکا مطلوب است که سیاست هایی مشابه اوباما را دنبال کند. هرچند کلینتون نسبت به اوباما رویکرد جنگ طلبانه تری دارد، تقریبا هیچ انحرافی نسبت به سیاست خارجی و خاورمیانه اوباما نداشته است.

همچنین ایران برای آنکه دستورکار سیاسی بلندمدت خود را به شکلی بهتر تنظیم کنند نیازمند قابل پیش بینی بودن سیاست خارجی آمریکا هستند. سیاست های کلینتون اغلب قابل پیش بینی است. احتمال آنکه او به ایران اجازه بر عهده گرفتن نقش رهبری در منطقه بدهد بیشتر است.

از سوی دیگر، ترامپ همچون کلینتون عضو قدیمی نظام سیاسی آمریکا نبوده و به همین دلیل هیچ سابقه ای از چگونگی اجرای سیاست خارجی و خاورمیانه او وجود ندارد، جنبه غیرقابل پیش بینی سیاست های ترامپ می تواند برای ایران نامطلوب باشد.

در نهایت، هرچند به نظر می آید ترامپ هم مانند سندرز انزواطلب بوده و در سیاست خارجی و خاورمیانه رویکرد مشابهی داشته باشد، اما انتقاد بیشتری نسبت به نقش ایران در منطقه داشته، و آمادگی خود برای اعمال قدرت نظامی در این منطقه را اعلام کرده است.

5252

کمپین‌های اجتماعی در اجرای قانون تاثیرگذارند؟

این روزها کمپین‌ها و تلاش‌های اجتماعی بسیاری در موضوع رفتار قانون‌مدارانه مردمی‌شکل می‌گیرد؛ کمپین‌هایی مانند “بین خطو برانیم” و نظایر آن. به نظر می‌رسد نوعی میل عمومی ‌برای رفتار قانون‌مدارانه در حال شکل گیری است. این میل عمومی ‌امّا در میان همان مردمی ‌ایجاد شده است که بیش از آنکه رفتارشان نیاز به اصلاح داشته باشد، به تغییر در باورها نیاز دارند. تایید نظری رفتار قانون‌مدار اجتماعی از سوی مردمی‌ غالباً فاقد قانون‌باوری، یک پدیده اجتماعی پارادوکسیکال است و این پدیده، ریشه در پس‌زمینه‌های فرهنگی و تاریخی ایرانیان دارد.

هویت فرهنگی فعلی ما، میراث‌دار سنت اجتماعی و بنیان‌های باور حاصل از تعامل اجتماعی مردمی‌ است که در چهارصد سال گذشته در این جغرافیا در کنار یکدیگر زیسته‌اند. تغییرات شرایط زندگی و عوامل محیطی در این سالیان گرچه همواره تغییراتی را در این میراث ایجاد کرده؛ ولی لایه‌های عمیق تری که در باور‌ها و هنجار‌های ناگفته وجود دارند در مقابل این تغییرات، استواری بیشتری از خود بروز می‌دهند.

سنت‌ها و باورهای امروز ما به لحاظ پیوستگی تاریخی، حاصل تعامل اجتماعی و تحولات فکری مردم این مرز و بوم از زمان تشکیل حکومت صفویه تاکنون است. جامعه ایرانی در این ادوار، عمدتا جامعه‌ای روستایی – عشایری بود و قدرت حاکمیت در سطوح مختلف بر خراج گردآوری شده از روستاها و شهرها و نیروی نظامی‌عشایر استوار بود. پادشاهان درحقیقت کسانی بودند که در درجه اول با اتکا به قدرت نظامی ‌طوایف خود و سپس طوایف متحد، قدرت قاهره پیدا می‌کردند. عامل ایجاد نظم عمومی ‌در آن شرایط نه قانون، که شکل جاری زندگی و تعاملات مردم هر ناحیه به علاوه اوامر ملوکانه‌ای بود که برای خراج، تقسیم مراتع، سربازگیری و … صادر می‌شد. در این شکل اجتماعی، خبری از قانون به عنوان ضابطه عمومی ‌ناشی از اراده و رضایت جمعی نبود. درحقیقت قانون امری بود ناشی از قدرت قاهره که به نسبت سهم هر شخص یا گروه از قدرت، از بالا به پایین جاری شده و افراد و جوامع با قدرت کمتر ملزم به اطاعت از آن بوده‌اند. عوارض فرهنگی که در طول سالیان و نسل‌ها در زندگی با این روش به عنوان باور و سنت در هویت ایرانیان نفوذ یافته و نهادینه شده، قابل توجه است.

عامه مردم، متشکل از کشاورزان و دامداران و عشایر، همچنین پیله‌وران، تجار و صنعتگران جوامع کم جمعیت شهری برای اینکه بتوانند در محیط خود دوام آورده و زندگی کنند، می‌بایست مطیع اوامر خان‌ها، سران عشایر یا حاکمان شهر‌ها باشند. در بی ضابطگی مطلق این ادوار، رئیس خانواده می‌بایست با طرح ضوابطی پدرسالارانه – که امروزه ظالمانه به شمار می‌رود- به نحوی از چرخه اقتصادی محدود خود پاسخگوی خراج، مالیات یا نیاز مالی و جنگی خارج از عرف شخص صاحب قدرت باشد. در این شرایط که نظر افراد ضعیفتر بی‌اهمیت است، هر کسی حق خود می‌داند که حیطه ذیل قدرت خود را -هرچند محدود- به سلیقه خود اداره کند. این ساختار قدرت‌محور، دقیقا در تعارض با هر ساختار قانون‌محوری است که حق را برآمده از خواست عمومی ‌و رضایت تک‌تک افراد به عنوان اجزای مولد تشکیل دهنده جامعه می‌داند.

تا برآمدن مشروطه و طرح مفهوم امروزی ” قانون” که دربرگیرنده مفهوم کلی “قرارداد اجتماعی الزام‌آور” است؛ این شکل غالب زندگی در ایران و هنجارهای آن مورد پذیرش مردم بود. با برآمدن جریان مشروطه خواهی و ورود مفاهیم نوین حقوقی به ایران شامل قانونی با تعریف امروز نیز، این مفاهیم به دلیل ضعف سواد عمومی ‌و در نتیجه آن تاثیر اجتماعی کمرنگ روشنفکران به درستی به مردم منتقل نشد. کما اینکه تثبیت پایه‌های سیستم مشروطیت نه با قیام و خواست عمومی ‌مردم، که بیشتر با زور تفنگ سران عشایر و فئودال‌ها انجام شد.

به دلیل همین ضعف در باور عمومی‌ بود که مردم به جان آمده از بی نظمی‌ و سستی مفرط ارکان حکومتی اواخر قاجار به جای اینکه تقویت نهادهایی مانند مجلس و وضع و اجرای قوانین را راه حل تلقی کنند، به تعبیر ملک الشعرای بهار چشم انتظار “صاحب کلاه”ی بودند که درنهایت، به قدرت گرفتن رضاخان انجامید. تفکرات کمونیستی بلشویکی که از روسیه به ایران آن روز وارد شد نیز بیشتر حاوی نوعی آنارشیسم چپ بود که دیکتاتوری توده‌ها را در مقابل دیکتاتوری حاکم ترویج می‌نمود و از مفهوم قانون در آن خبری نبود. این تحولات در شرایطی به وجود می‌آمد که نوع زندگی مردم تا دهه سی تقریبا همان شکل قبلی بود. تازه بعد از رشد قابل توجه شهرنشینی و تغییر آرام شکل زندگی مردم، طبق سرشماری 1335، هفتاد درصد مردم ایران کماکان روستانشینان و عشایر بودند و تقریبا از مواهب قانون، بی بهره.

متولدین دهه 30 به بعد، پدران و مادران ما هستند؛ نسلی که باور غالب آن، همان بی اعتباری عقل جمعی، حقوق عمومی ‌و میوه آن یعنی قانون بود. طبیعی است که تغییر شکل زندگی، به همان سرعت تغییر باور‌ها را به همراه ندارد. در نتیجه تربیتی که عمده مفاهیم و اصول آن بر اساس هنجارها و باور‌های نسل قبلی است، عموم ما هنوز در حیطه اعمال قدرت خود (در هر سطحی) به قانون به عنوان یک “توصیه” و نه “الزام” می‌نگریم و خود را محق می‌دانیم که قوانین را به خوب و بد تقسیم کنیم و البته در راستای منافع خود. به حقِ برآمده از خواست عمومی‌ باور نداریم و با اینکه شاید به صورت نظری قانون را واجد فایده بدانیم، در رفتارهای خود التزامی ‌به آن نداریم؛ در ناخودآگاه خود و درحیطه اعمال قدرتمان مستبدیم، از تفسیر و دور زدن هر قانونی در جهت منافعمان رویگردان نیستیم و این گرایش، زشتی خود را متناسب با گستردگی حیطه قدرت ما نشان می‌دهد.

به هر روی، هویت فرهنگی ما به جبر روزگار در تحول و تغییر است. اگر این تغییر و تحول آگاهانه و از روی انتخاب باشد، طبعاً آثار بهتر و موثرتری خواهد داشت. پذیرش “قانون” به عنوان قرارداد الزام‌آور اجتماعی و مکمل آزادی فردی، “باور”ی است که “بروز” رفتاری آن قانون‌مداری است. تا زمانی که این “باور” در اندیشه مردم نهادینه نشود، انواع کمپین‌ها و تلاش‌های اجتماعی کم اثر و محدود باقی خواهند ماند. اگر احترام به قانون صرفنظر از منافع و سلیقه شخصی تبدیل به هنجار درونی افراد شود، نه تنها در یک عرصه یا موضوع خاص بلکه در تمامی‌ تعاملات اجتماعی شاهد قانون مداری بدون نیاز به توصیه خواهیم بود. شجاعت قربانی کردن آگاهانه استبداد فردی با همه مزایای آن در پای قانون باوری ، تنها راه نهادینه کردن قانون مداری در جامعه و پروراندن نسلی است که برای قانون مداری نیاز به کمپین اجتماعی نداشته باشد. رسیدن به این باور، تکلیفی است که برای رسیدن به حاکمیت قانون بر دوش تک تک ما نهاده شده است.

47234

 

عملیات عجیب تعقیب وگریز پلیس با راننده فراری پیکان/ مرد متواری با شلیک گلوله جان باخت

خودرو به‌صورت خاموش در گوشه‌اي از خيابان متوقف شده بود و
ماموران به طرفش رفتند اما مرد جوان به محض ديدن خودروي پليس ماشينش را
روشن كرد و پا به فرار گذاشت. تيم پليس به تعقيب اين مرد پرداختند اما او
وارد جاده مخصوص كرج شد و برخلاف جهت اتوبان با سرعت زياد به فرار ادامه
داد.

مأموران چندين بار به او دستور ايست دادند و در نهايت مجبور شدند خودرو
را هدف بگيرند. چندين گلوله به صندوق عقب، بدنه و لاستيك خودروي پيكان شليك
شد و در نهايت لاستيك ماشين تركيد و خودرو متوقف شد. مرد جوان پياده شد
وبه فرار ادامه داد و يكي از مأموران نيز به تعقيب او پرداخت. اين تعقيب و
گريز ادامه داشت و لحظاتي بعد مرد جوان سوار يك كاميون 10‌چرخ كه پشت چراغ
قرمز بود، شد و از راننده خواست او را همراه خود ببرد. راننده كه نمي‌دانست
اين مرد تحت تعقيب پليس است، حركت كرد و ماموري كه در تعقيب جوان فراري
بود مجبور شد با كمك گرفتن از راننده يك سمند به تعقيب ادامه دهد. دقايقي
بعد خودروي سمند جلوي كاميون پيچيد و كاميون در سه‌راه انديشه متوقف شد.

مأمور جوان با عجله از سمند پياده شد و به طرف كاميون رفت اما در اين
لحظه جوان فراري به راننده كاميون حمله كرد و خودش پشت فرمان نشست. او قصد
حركت داشت كه در همين هنگام مأمور ديگري هم از راه رسيد و يكي از ماموران
چند گلوله هوايي شليك كرد ولي وقتي ديد متهم قصد تسليم شدن ندارد، يك گلوله
به سمت كاميون شليك كرد كه گلوله به‌صورت مرد جوان برخورد كرد و او در دم
جانش را از دست داد. وقتي ماجرا به قاضي احمدبيگي، كشيك جنايي پايتخت گزارش
شد، او همراه با كارآگاهان آگاهي در محل حادثه حاضر شدند و پس از ثبت
گزارش و تحقيقات اوليه، جسد به پزشكي قانوني منتقل شد و تحقيقات در اين
پرونده ادامه دارد.

 

1717

چگونه رسانه‌ها ندانسته در حال کمک به داعش هستند؟

پایگاه اینترنتی المانیتور در این گزارش آورده است:

رسانه های خبری عراق در رویکرد خود برای پوشش اخبار مربوط به داعش دچار اشتباهات بسیاری شده اند. چنان که به نظر می رسد، رسانه های خبری این کشور ناخواسته در حال کمک به داعش در نشر تصاویر تبلیغاتی وحشتناک این سازمان تروریستی پیچیده و پرمنابع است، و در نتیجه به آن ها کمک می کند تا مخاطبان بیشتر و حتی تاثیر قوی تری داشته باشند.

به گزارش سرویس بین الملل «انتخاب»؛ اقدامات وحشیانه داعش و گسترش تاسف بار آن در عراق در طول چند سال گذشته چالشی جدی فراروی رسانه های خبری عراق قرار داده است. آیا می توان به پوشش فعالیت های این گروه مشروعیت ارائه خدمات عمومی داد، یا آنکه آن ها با این کار در حال کمک به نشر بیشتر اقدامات تبلیغاتی جهادی ها است؟

هرچند سردبیران و مدیران رسانه های اصلی خبری عراق از بحث های اخلاقی درباره استفاده از تصاویر تبلیغاتی تهیه شده توسط گروه های تروریستی و به ویژه تصاویر خشونت بار آن ها آگاه هستند، ترکیبی از دستورکار سیاسی و اشتباهات جدی دبیران رسانه ای باعث شده آنچه در عمل اتفاق می افتد در خدمت منافع رسانه ای داعشی ها باشد.

علی السرایی، سردبیر خانه رسانه های عراقی، سازمانی که بر عملکرد رسانه های خبری عراق نظارت می کند، در گفتگو با المانیتور می گوید:« محصولات رسانه ای داعش چالشی جدید و جدی برای رسانه های عراقی هستند. آن ها باید زبان و راهبرد تازه ای در مواجهه با تبلیغات داعش و دستگاه رسانه ای بزرگ آن ایجاد کنند».

جستجویی ساده در کانال های یوتوب متعلق به برخی از رسانه های اصلی خبری عراق نشان می دهد آن ها در برخورد با تبلیغات وحشیانه رسانه ای داعش نتوانسته اند رویکرد درستی را اعمال کنند.

برای نمونه، السومریه، شبکه عرب زبانی که شبکه تلویزیونی و فعالیت اینترنتی پرمخاطبی دارد، در برخورد با این تصاویر تبلیغاتی اهمال بسیاری مرتکب شده است. در 30 می 2015 این شبکه در کانال یوتوب خود تصاویر اعدام نوجوانی در سوریه توسط داعش را با جزئیات کامل منتشر کرد.

تلاش سازمان های تروریستی برای بهره برداری رسانه ای با هدف کسب توجه و مشروعیت در نگاه مخاطبان عمومی چیز تازه ای نیست و پژوهش های بسیاری در این باره انجام شده است.

اما رسانه های سنتی و دیجیتال برای آنکه در نشر آنچه توجه عمومی را جلب می کند از دیگران عقب نیافتند، ناخواسته به کمک داعش آمده و میلیون ها مخاطب بیشتر آن فراهم می کند.

نه تنها رسانه های عربی، که رسانه های کرد زبان هم هرچند ناخواسته اما در خدمت اهداف تبلیغاتی داعش عمل کرده اند. در منطقه خودگران کردستان عراق شبکه خبری رووداو که در سال 2013 تاسیس شده و تامین مالی آن از سوی دولت محلی نخست وزیر بارزانی انجام می شود، برای ماه ها صحنه هایی از تصاویر خشونت بار داعشی ها را پخش و نشر کرده است.

برای مثال در فوریه 2015 پس از آنکه داعش تصاویر وحشتناک زنده سوزاندن معاذ الکساسبه، خلبان اردنی که جنگنده اش ساقط شده بود را منتشر کرد، این شبکه اقدام به پخش آن در شبکه تلویزیونی و سایت پرمخاطب خود کرد (بعدتر فیلم آن از این سایت برداشته شد).

همین لیهونی، رئیس خدمات دیجیتال شبکه رووداو در توجیه این اقدام در آغاز گزارش آن می گوید می خواهد مخاطبان عراقی را از ماهیت واقعی داعش آگاه کند.

لیهونی در گفتگو با المانیتور می گوید: « اگر تصاویر کساسبه امروز منتشر شده بود، ما تصاویرش را پخش نمی کردیم یا به شکل مبهم و تار در می آوردیم، زیرا حالا دیگر مردم می دانند داعش چه گروه مخوفی است».

سرایی می گوید رسانه های خبری عراق عموما رویکرد نادرستی در مواجهه با تبلیغات داعش داشته اند. او می گوید:« وقتی تبلیغات رسانه ای مطرح می شود، رویکرد رسانه های عراقی در مواجهه با آن بیشتر احساسی است تا راهبردی و دوراندیشانه. آن ها تصویر می کنند با پخش چنین تصاویری همدردی بیشتری برای قربانیان داعش فراهم می کنند. اما در نهایت نتیجه آن خلاف خواست اولیه است و قدرت و سبعیت داعش را تبلیغ و نشر می کند».

به گفته سرایی، این را می توان در ترس بخش های بسیاری از جامعه عراق در هنگام گسترش قلمرو داعش در اواسط 2014 مشاهده کرد. بسیاری از شهروندان از خانه های خود فرار کردند و نیروهای امنیتی به دلیل شهرت داعش به وحشی گری مقاومت چندانی برابر آن ها نشان ندادند».
در میان موسسات رسانه ای خبری عراق، شبکه کرد زبان ان آر تی NRT TV و بخش دیجیتال آن رویکرد حساب شده ای در مواجهه با تبلیغات داعش داشته اند و از همان اول نشر صحنه های پرخشونت را ممنوع کردند.

تاوان عثمان، رئیس گروه رسانه ای نالیا در گفتگو با المانیتور می گوید: « ما تصاویر فیلم های پرخشونت داعش را منتشر نکردیم، زیرا واضح است که آن ها به قصد جنگ روانی تولید شده اند. ما در وضعیت جنگ با داعش هستیم. اگر چنین فیلم هایی را منتشر کنیم، به داعش کمک کرده ایم به اهداف سیاسی و روانی خود دست پیدا کند».

عثمان در پایان می گوید:« پیش از گسترش داعش در عراق، این گروه با ترساندن همه توانسته بود در جنگ رسانه ای از قبل پیروز شود. ما نادانسته به اشاعه تبلیغات آن ها کمک کردیم».

5252

وزارت خارجه ایران به گزارش آمریکا دربارۀ تروریسم واکنش نشان داد

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، حسین جابری انصاری سخنگوی وزارت خارجه ایران در این بیانیۀ آورده است:

۱. در شرائطی که بسیاری از جهانیان و برخی از سیاستمداران آمریکا و غرب، بزرگترین حامیان تروریسم را اگر نه دولت آمریکا؛ لااقل متحدان نزدیک آن کشور می دانند، گزارش جدید سالیانه وزارت امور خارجه آمریکا درباره تروریسم، با توجیه دوباره اتهام دروغین حمایت از تروریسم به جمهوری اسلامی ایران، حقیقت و واقعیت های آشکار را به تمسخر گرفته و به بهترین سند برای بی اعتباری گزارش های وزارت امور خارجه آمریکا تبدیل شده است.

۲. مبارزات مشروع و قانونی ملل تحت اشغال جهت نیل به استقلال و آزادی و رهایی از اشغال، از مصادیق تروریسم نیست و بخشی از اتهامات این گزارش علیه ایران که بر این مبنا استوار شده، مردود بوده و منعکس کننده خواست رژیم صهیونیستی بعنوان بزرگترین نماد اشغالگری، تروریسم دولتی، نقض حقوق بشردوستانه و حقوق بشر و اعمال سیاست های مبتنی بر کشتار و سرکوب و نفی موجودیت ملت فلسطین می باشد.

۳. آمریکا بعنوان بزرگترین حامی تروریسم دولتی، با حمایت بی قید و شرط از رژیم صهیونیستی دهه ها محرومیت از حقوق اساسی و زندگی در وحشت دائمی را به مردم غیر نظامی و تحت اشغال فلسطین تحمیل کرده است و اینک با حمایت عملی از رشد افراط گرایی و تروریسم و چشم بستن بر حمایت های مالی و سیاسی گسترده عربستان سعودی و دیگر متحدانش از گسترش این پدیده شوم در سراسر جهان، میلیون ها نفر از ملت های مسلمان از یمن تا لیبی را در رنج، وحشت و بی خانمانی و تجربه زندگی فلاکت بار فرو برده و موجب آن شده است که در پیامد آثار مخرب چنین سیاستی، تعداد قابل توجهی از شهروندان دیگر کشورهای جهان نیز جان خود را در اثر عملیاتهای تروریستی از دست دهند.

۴. برخورد دوگانه، ریاکارانه و تبلیغاتی ایالات متحده آمریکا با تروریسم یکی از عوامل اصلی رشد تروریسم در منطقه و جهان بوده است. استفاده ابزاری ایالات متحده از تروریسم و چشم پوشی شرم آور نسبت به جنایاتی که گروه های تروریستی علیه مردم غیر نظامی مرتکب می شوند موجب ریشه دار شدن تروریسم و دشواری رویارویی با آن در سراسر جهان شده است.

۵. بدون دخالت های نظامی و حمایت های ویرانگر ایالات متحده از گروه های تروریستی در عراق، افغانستان، سوریه، لیبی و یمن، جامعه بین المللی امروز متحمل هزینه های سنگین رویارویی با تهدیدات جهانی این گروه های تروریستی نمی بود. در چنین شرائطی ایالات متحده نمی تواند با شانه خالی کردن از بار مسئولیت خود، سایر ملت ها و دولتها را به حمایت از تروریسم متهم کند.

۶. سیاست جمهوری اسلامی ایران در نفی تروریسم و افراط گرایی و رویارویی همه جانبه با آن شفاف و آشکار است. ایران خود یکی از بزرگترین قربانیان اقدامات تروریستی بوده و در نتیجه آن هفده هزار نفر از اتباع خود را از دست داده است. اماکن دیپلماتیک و فرهنگی ایران در خارج از کشور و دیپلمات های ایران نیز بارها توسط گروههای تروریستی وابسته به کشورهای مورد حمایت آمریکا هدف قرار گرفته شده اند.

۷. آمریکا برای اثبات مصداقیت خود در رویارویی با تروریسم بجای صدور گزارش های خیالی از این دست که تنها متضمن خاک پاشیدن به صورت حقیقت و تحریف واقعیت های آشکار است باید با پایان دادن به برخورد سیاسی و گزینشی با موضوع تروریسم به مقابله جدی و همه جانبه با مصادیق واقعی حمایت و گسترش تروریسم در منطقه و جهان روی آورد.

۸. جمهوری اسلامی ایران در عمل ثابت نموده است که جدی ترین و موثرترین نیروی مقابله با تروریسم است و در حالی که متحدان ایالات متحده آمریکا در منطقه با روش های مختلف از داعش و دیگر گروه های تروریستی حمایت می کنند، این جمهوری اسلامی ایران است که در صف مقدم مبارزه با تروریسم در عراق و سوریه حضور دارد. بر همین اساس جمهوری اسلامی ایران در چارچوب سیاست اصولی خود همچون گذشته بر آمادگی برای همراهی و همکاری با دیگر دولتها و ملت ها و سازمان های بین المللی در مسیر رویارویی واقعی و همه جانبه با تروریسم تاکید می کند.

5252

ظریف برای محمدعلی چه نوشت؟

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در صفحه توئیتر وزیر امور خارجه کشورمان متنی با این مضمون منتشر شد:

محمدعلی همانگونه که در رینگ بوکس برترین بود در حلقه مبارزه برای عدالت و کرامت و صلح در زمره برترین هاست و برایش رحمت بی‌کران از درگاه خدای متعال خواستاریم.

لازم به یادآوری است که محمدعلی( کاسیوس کلی) ، قهرمان اسبق بوکس جهان در یکی از بیمارستان های آمریکا درگذشت. این چهره سرشناس جنبش مدنی سیاه‌پوستان آمریکا به هنگام مرگ ۷۴ سال داشت.

محمد علی که سال‌ها از بیماری پارکینسون رنج می‌برد طی چند روز گذشته به علت مشکلات تنفسی در بیمارستانی در آریزونا بستری شده بود.

محمد علی (کاسیوس کلی) دارنده عنوان قهرمانی سنگین وزن جهان و از مشهورترین شخصیت‌های ورزشی جهان به شمار می‌رفت.

5252

گوشی مورد علاقه آمریکایی‌ها مشخص شد

وب سایت ACSI با نظرسنجی «شاخص رضایت مصرف‌کننده آمریکایی» گلکسی نوت 5 را گوشی هوشمند مورد علاقه آمریکایی‌ها لقب داده است.

این گوشی هوشمند با کسب نمره 86 از 100 و رضایت تعداد زیادی از مشتریان در نظرسنجی سراسر این کشور، با به دست آوردن تنها یک نمره بیشتر از آیفون 6s پلاس که با نمره 85 در رده دوم قرار دارد، به آن غلبه کرده است.

گلکسی S6 corner و گلکسی نوت 4 با کسب 84 نمره از 100، به طور مشترک در رتبه سوم جای گرفته‌اند، در حالی که آیفون 6s با نمره 83 از 100، رتبه چهارم را از آن خود کرده است.

وب‌سایت ACSI همچنین فهرست دیگری منتشر کرده است که مورد اعتمادترین تولیدکنندگان در این ناحیه را نشان می‌دهد و در این فهرست سامسونگ با کسب 80 نمره از 100، در رتبه دوم قرار گرفته است و اپل با کسب 81 نمره در رضایت مشتریان، رتبه اول را از آن خود کرده است. پس از این دو، موتورولا با امتیاز 77 در رتبه سوم جای گرفته است.

5656

 

آخرین وابسته نظامی آمریکا در ایران درگذشت

به گزارش آسوشیتدپرس، فرزند شیفر روز جمعه اعلام کرد که پدرش در ۸۵ سالگی بر اثر ایست قلبی و در آریزونا درگذشت.

هنگام تسخیر سفارت آمریکا در ایران، در آبان ۱۳۵۸ سرهنگ شیفر، افسر ارشد در درون سفارت محسوب می شد.

این نظامی آمریکایی ۴۴۴ روز گروگان دانشجویان بود و در سال ۱۳۵۹ به همراه ۵۱ گروگان دیگر آزاد شد و به آمریکا بازگشت و پس از دو سال بازنشسته شد.

5252