عوامل خیانت چیست و چه چیزی آن را پرتنش می‌کند؟/ راه‌هایی برای فرار از خیانت زناشویی

رابطه عاشقانه ممکن است به سرعت کمرنگ شود که از جمله دلایل آن می‌توان به فوت همسر، اختلافات فرهنگی، وضع نامساعد اقتصادی، خیانت و غیره اشاره کرد.

تقریباً هیچکس مخالف این مسئله نیست که مواجهه با تجربه تلخ خیانت با چالش‌های جدی همراه است. روانشناسان معتقدند آنچه بیش از حد خیانت را پرتنش می‌کند، از دست رفتن “اعتماد” بین دو شخص است.

این تجربه از لحاظ روحی و فیزیکی بسیار پرتنش محسوب می‌شود، به طوری که تحقیقات نشان داده است افراد قربانی خیانت برای مدت بسیاری قادر به انجام درست امور عادی زندگی نیستند.

نکات زیر شامل بایدها و نبایدهایی است که افراد برای مقابله با تنش‌های روحی در پی خیانت باید مد نظر قرار دهند:

کارهایی که باید انجام داد:

1.برای اطمینان از سلامت فیزیکی خود به پزشک مراجعه کنید.

2.حتی اگر در نظر دارید رابطه را ادامه دهید، با یک حقوقدان مشورت کنید.

3.با یک مشاور یا فردی قابل اطمینان صحبت کنید.

فراموش نکنید هدف از این کار کسب آرامش و حمایت عاطفی است. صحبت با اطرافیان فرد خیانت‌کننده به منظور بدنام کردن او کار چندان معقولی به نظر نمی‌رسد.

همچنین زمانی که قصد دارید موضوع را برای فرزندان خود روشن کنید، همواره به یاد داشته باشید حرف‌هایی که به آنان می‌زنید برگشت‌پذیر نیست. بنابراین پیش از این‌که به غیبت کردن در مورد همسرتان مبادرت کنید، لازم است بیشتر فکر کنید.

4.به احساسات و مشاهدات خود اعتماد کنید.
اگر کنار همسرتان احساس امنیت نمی‌کنید و اغلب با رفتارهای مشکوک همسرتان مواجه می‌شوید، به حس ششم خود اعتماد کنید.

5.اگر می‌خواهید رابطه را احیا کنید، همراه با همسر خود در جلسات زوج‌درمانی شرکت کنید.
در این جلسات معمولاً فرد خیانت‌کننده باید در مورد جزئیات و دلایل خیانت به تفصیل صحبت کند. افشای این اطلاعات، فرد قربانی را در وضعیت بهتری قرار داده و آسیب کمتری به وی وارد می‌کند.

کارهایی که نباید انجام داد:

1.از گرفتن تصمیمات عجولانه خودداری کنید.

جدایی، ادامه دادن به رابطه، تشکیل پرونده طلاق، گرفتن حضانت فرزندان و غیره از جمله تصمیماتی است که باید بیشتر مورد تأمل قرار گیرند.

بر اساس یک قاعده کلی، گرفتن تصمیمات کلی طی 6 ماه اول چندان پیشنهاد نمی‌شود.

2.از مهرورزی به عنوان وسیله‌ای برای رفع مشکلات استفاده نکنید.

این کار مثل پاک کردن صورت مسئله است و کمکی به حل مشکل اصلی نمی‌کند.

3.از تلافی کردن اکیداً خودداری کنید.

تلافی برای مدت کوتاهی به فرد آرامش می‌دهد. اما همین حس خوب در نهایت به یک فاجعه منجر شده و درگیری‌های ذهنی بیشتری را برای فرد قربانی ایجاد می‌کند.

4.همسرتان را در مورد کارهایی که نسبت به انجام آن‌ها اطمینانی ندارید، تهدید نکنید.

به هیچ وجه چنین جمله‌ای را به کار نبرید: «اگر یک بار دیگر خیانت کنی، برای همیشه از تو جدا می‌شوم». در صورتی این جمله معنا پیدا می‌کند که هنگام وقوع خیانت برای بار دوم بتوانید وسایل زندگی‌تان را جمع کنید و برای همیشه فرد را ترک کنید. در غیر این صورت، تنها به خدشه‌دار شدن اعتبار خود دامن زده‌اید.

5.سرتان را مثل کبک زیر برف نکنید.
وانمود کردن به این‌که مشکلتان به زودی حل می‌شود، کمکی به رفع مشکل نمی‌کند. از طرفی خود را مقصر ندانید و تصور نکنید اعمال و رفتار شما منجر به خیانت همسرتان شده است.

به این فکر کنید که عمل خیانت اساساً اشتباه است و عواملی مثل سن و سال، تناسب اندام، مسائل کاری و غیره دلیل موجهی برای خیانت همسرتان محسوب نمی‌شود.

۴۷۴۷

راهی که «تن تن و سندباد» برای انیمیشن شدن باید طی کند

طی چند روز گذشته در بعضی از سایت ها و خبرها
خواندم و شنیدم گروهی از دوستان هنر انیمیشن تلاش هایی را برای تولید پویانمایی کتاب
«تن تن و سندباد» آغاز کرده اند که برایم شگفت انگیز بود! اول این که بنده با هیچ مجموعه
خصوصی یا دولتی در این زمینه مذاکره‌ای نداشته ام. از این جهت هر تصمیم یا حرکتی کاملا
غیر حرفه ای؛ زیانبار و بدون هماهنگی با اینجانب ناپسند و قابل پیگیری قانونی خواهد
بود. علت اصلی این نگاه بنده به جایگاه حیاتی متن در تولید یک اثر موفق و ماندگار است.
بنده ترجیح می دهم، «تن تن و سندباد» فقط در مرز یک کتاب باقی بماند تا یک پویانمایی
ضعیف براساس یا اقتباس از آن تولید شود که به این ترتیب بر فروش موفق کتاب هم تاثیر
منفی بگذارد.

پس از سال ها حضور در عرصه مدیریت طراحی و
تولید پویانمایی موفق، اصلا علاقه ای به تولید آثار متوسط و ضعیف بر اساس کتاب «تن
تن وسند باد» را ندارم. به ویژه وقتی کاری با نظر مثبت مقام معظم رهبری روبرو شده حساسیت
ما باید چند برابر باشد. ذوق زدگی آفت نوآوری و کار ماندگار است.

طی چند روز گذشته گروهی از دوستان در تحقیق
و نگارش برای یک تولید حرفه ای زیر نظر بنده هستند … تا به حال بیش از دویست قصه
از آثار بنده به صورت پویانمایی تولید شده که مشهور  ترین آنها «قصه ما مثل شد» است. بعد از ده سال،
هنوز از جمله پر مخاطب ترین پویانمایی‌هاست که متن این اثر زیر نظر خودم به انجام رسید.
«تن تن و سندباد» هم باید این مسیر را طی کند تا کاری درخور جایگاه انمیشن ایران و
کتاب آبرومند «تن تن و سندباد» تولید شود.

5757

برگزاری آخرین تمرین تیم ملی پیش از بازی تدارکاتی

به گزارش سايت فدراسيون فوتبال، ملي پوشان فوتبال ايران كه فردا در ديداري تداركاتي به مصاف تيم اسپال ايتاليا مي روند، عصر امروز در زمين شماره يك ورزشگاه فورلي به تمرين پرداختند.
بخش اصلي تمرين امروز بازي درون تيمي با دنبال كردن اهداف تيمي مورد نظر كارلوس كي روش بود و او با تغييرات مختلف در بين دو تيم در زمانهاي بازي، شرايط تاكتيكي متفاوتي را با خضور بازيكنانش تمرين كرد.
عليرضا حقيقي نيز كه به تازگي از تيم ماريتيموي پرتغال جدا شده به صورت مستقيم از فرودگاه بولونيا به ورزشگاه فورلي آمد و تمرين هم تيميهاي خود را از نزديك تماشا كرد.
ملي پوشان فوتبال ايران فردا ساعت ١٦ به وقت محلي در ورزشگاه فورلي در ديداري تداركاتي به مصاف اسپال مي رود.
43 43

از نکاتی درباره ترانه علیدوستی و شهاب حسینی تا سالگرد یک کودتای ننگین/ پربازدیدترین‌های 28 مرداد

امروز،
یکی از مهمترین اخبار، انتشار بیانات رهبر انقلاب در جمع دانش آموزان و دانشجویان به
مناسبت فرارسیدن 28 مرداد و سالروز کودتای ننگین آمریکایی-انگلیسی در تهران بود. (اینجا)

سخنان
یک تاریخ نگار درباره شباهت ظریف، وزیر امور خارجه و دکتر مصدق هم توانست نظرها را
به خبر خسرو معتضد هم به مخالفان ظریف پیوست جلب کند. ولی جمله‌ای
خواندنی از آیت الله علم‌الهدی در اینستاگرام پسر آهنگران 
هم برای
خود در بین اخبار سیاسی رکوردشکن بود تا به همراه 
توضیحات
فرمانده هوانیروز ارتش از انهدام گروهک تروریستی در کرمانشاه 
در پربازدیدترین
های امروز جای بگیرد.

همزمان
با واکنش ها نسبت به کودتای آمریکا در 63 سال پیش، هشدار
نظامی آمریکا به روسیه
 
هم خبرساز
شد و شاید علت آن را باید در خبر 
بازتاب
حضور جنگنده‌های روسیه در همدان در رسانه‌های خارجی
 
جستجو
کرد. 
اوضاع
روسیه هم برای مخاطبان خبرآنلاین جالب بود چون آنها دنبال جواب این سئوال می گشتند
که 
چرا
پوتین رئیس دفتر قدرتمند خود را اخراج کرد؟

در کنار
این اخبار سیاسی و نظامی، خبر خوبی از دنیای فناوری آمد که گوشی
هوشمندتان تشخیص می‌دهد راننده خوبی هستید یا نه؟

در دنیای
اقتصاد هم مردم به دنبال قیمت
خودروهای شاسی‌بلند
در بازار بودند 
تا آنهایی
که عاشق اخبار دنیای خودرو هستند بفهمند در 
مقایسه
دو خودرو بی ام و بنز لوکس
 کدام
برتر است. 
مردم
برای فهمیدن 
قیمت
انواع خودرو وارداتی کمتر از 150 میلیون تومان
 
هم مشتاق
بودند تا پربازدیدترین های امروز بخش اقتصادی خبرآنلاین درباره خودرو باشد.

در دنیای
فرهنگ و سینما هم مردم مشتاق بودند نکاتی
درباره شهاب حسینی و علیدوستی 
سوپراستارهای
این روزهای سینما و شبکه تلویزیونی خانگی بدانند. 
رامبد
جوان با شلوار کردی
 
هم حال
مخاطبان را جاآورد تا در کنار خبر جنجالی 
دست‌کاری
پوستر جنجالی یک فیلم
 
پربازدیدترین
اخبار امروز بخش فرهنگ و هنر، تماما سینمایی باشد.

اما
ماجرای ناداوری
علیه بهداد سلیمی
 
در مسابقات
وزنه برداری خروس وزن های المپیک هم به دنیای طنز کشید تا خبری درباره 
اتفاق
عجیب در سردخانه افتاد و مرده زنده شده به خبرنگار حاضر در آنجا گفت: جوان نترس، برو
برایم شلوار بیاور!
 
مو بر
تن مخاطبان سیخ کند.

هشدار
درباره تبدیل عباس آباد و هفت تیر تهران به محله دروازه غار
 هم خبر
پراهمیت دیگری از دید مخاطبان سرویس اجتماعی ما بود. البته 
این
مخاطبان به
خانم دکتری که در آستانه طلاق، برای پس گرفتن چک 7میلیاردی از شوهر پزشکش،
او را ربود، هم نازنشست گفتند. اما درباره ماجرای عجیب مرگ کارگردان شهیر سینما هم
کنجکاو بودند تا بدانند
چهار خطای
محرمانه در پرونـده کیارستمی
 چیست.

57231

مصدق منتظر مرگ شد و با پیژامه‌ای خاکستری روی تختش نشست

در این مطلب آمده است؛

مصدق منتظر مرگ شد. با پیژامه‌ای خاکستری به تن روی تختش نشست. ناگهان پنجرهٔ پشت سر مصدق شکست. باقی تخت را کشیدند و از دم پنجره دور کردند. به مصدق التماس کردند که پا بشود و از اتاق‌خواب برود به اتاقی دیگر، دورتر از خط مقدم آتش.

حتی این امکان هم بود که از بالای دیوار دربروند، مصدق قبل‌تر آن باری که به خانه‌اش حمله شد، همین کار را کرده بود. به نظر می‌آمد این پیشنهادها مصدق را رنجانده و خشمگین کرده. کماکان اصرار داشت که خواهد ماند. از رفقایش چنین انتظاری نداشت: «آقایان، التماستان می‌کنم هر جا می‌خواهید بروید.»

مصدق حتما می‌دانست آن‌ها رهایش نخواهند کرد. محمود نریمان، از نماینده‌های ملی‌گرای مجلس هفدهم، پیشنهاد خودکشی دسته‌جمعی داد: «چرا اینجا منتظر بنشینیم که آن بی‌مقدارها بیاید ما را بکشند؟» مصدق با عصبانیت این فکر را رد کرد و بعد هفت‌تیرهای خودش و نریمان را گذاشت توی گاوصندوق.

نردبانی پای دیوار حیاط گذاشتند و تعدادی رفتند بالا و رسیدند به آن طرف. بعد نوبت مصدق شد.

فکر این بود: تا جایی که می‌شود از خانهٔ شمارهٔ ۱۰۹ خیابان کاخ دور شوند. توی عمارت کناری که کسی تویش زندگی نمی‌کرد تختی چوبی پیدا کردند و آن را به بغل خواباندند تا بتوانند رویش بروند و برسند آن طرف دیوار خانه. قضیه همین‌طور ادامه یافت، به سمت شرق می‌رفتند و از آشوب دور می‌شدند؛ در گذر از یک خانه که زن و بچه تویش بود، ازشان خوب استقبال نشد و در خانه‌ای دیگر ساکنانش که روی پشت‌بام فرش پهن کرده بودند و داشتتند چای می‌خوردند، با شور و شوق منظره را تماشا کردند. سینه‌خیز دیوارهای بلند را می‌رفتند و پشت تنه‌های درخت‌ها خودشان را جمع می‌کردند. رفقای مصدق هوایش را داشتند و سالم ماند و طوری‌اش نشد. اقبال زیرک‌زاده کمتر بود. جایی افتاد و پایش شکست.

عمارت چهارمی که واردش شدند متعلق به تاجری بود که تابستان را رفته بود سفر و خانه را خالی گذاشته بود؛ فقط یک سرایدار مانده بود تا مراقب باشد. با تاجر تماس گرفتند و او هم خانه‌اش را با لطف تمام در اختیار آن‌ها گذاشت تا شب را سر کنند.
کمی بعد ساعت هفت شب دیگر سر و صدای نبرد متوقف شد. هوا تاریک شد و از سمت خانهٔ شمارهٔ ۱۰۹ خیابان کاخ شعله‌های آتش برخاست. مصدق و صدیقی ایستادند به تماشا. صدیقی به یاد می‌آورد که «احساس غریبی همهٔ ما را در بر گرفت و خیالات هولناک و افکار دردناکی از سرمان گذشت که توصیفشان سخت است.»

2929