دادستان جیرفت: مدیر خاطی مدرسه فاریابی جیرفت بازداشت شد

 حسین سلامی اظهار داشت: پس از شکایت پدر دانش آموز به عنوان ولی قهری مبنی بر ایراد ضرب و جرح عمدی منجر به شکستگی استخوان بینی و پارگی لب فرزندش، بلافاصله رسیدگی به این پرونده آغاز شد.

وی عنوان کرد: در همان تحقیقات اولیه دانش آموز به پزشکی قانونی معرفی شد و طبق نظریه پزشکی قانونی، شکستگی استخوان بینی و پارگی لب وی مشخص شد.

وی گفت: بلافاصله تحقیقات میدانی از شاهدان عینی (دانش آموزان و سایر کارکنان مدرسه) آغاز و در نهایت مدیر مدرسه به دادسرا احضار و پس از تفهیم اتهام و صدور قرار تامین مناسب به دلیل عجز از تودیع وثیقه بازداشت شد.

سلامی گفت: مدیر مدرسه در اظهارات اولیه خود پس از اقرار به موضوع و پشیمانی از رفتار خود، از اولیای دانش آموز عذرخواهی کرد.

دادستان جیرفت همچنین خطاب به اولیای دانش آموز عنوان کرد: مرجع تظلم خواهی قوه قضائیه است و افراد باید برای احقاق حق به سیستم قضائی مراجعه کنند.

سلامی گفت: تحقیقات نشان می دهد که از سوی مسئولان مدرسه و آموزش و پروش جیرفت هیچگونه تهدیدی علیه دانش آموز مبنی بر اخراج از مدرسه صورت نگرفته است.

وی با بیان اینکه یکی از شریف ترین و زحمت کش ترین اقشار جامعه معلمان دلسوز هستند، گفت: حفظ حرمت و جایگاه معلمان ضرورت دارد و نباید خطای یک فرد را به پای یک مجموعه نوشت.

طبق قانون هرنوع آزار و اذیت کودکان ممنوع است

وی یادآور شد: از آنجایی که بزه دیده صغیر سن بوده، طبق قانون حمایت از کودکان و نوجوانان مصوب ۱۱ دی ماه ۱۳۸۱ هرنوع آزار و اذیت کودکان که موجب شود به آنان صدمه جسمانی یا روانی، اخلاقی وارد شود و سلامت آنها را به مخاطره بیاندازد ممنوع است.

وی گفت: پرونده در شعبه دوم دادیاری دادسرای عمومی وانقلاب شهرستان جیرفت در حال رسیدگی است و پس از صدور کیفر خواست به دادگاه صالحه ارسال خواهد شد.

شایان ذکر است پیش از این نیز آموزش و پرورش خبر از برکناری مدیر مدرسه از سمتش داده بود.

46

روزنامه کیهان: فردوسی‌پور عادل و حرفه‌ای نیست

فردوسی‌پور که سال گذشته 40 دقیقه از وقت برنامه خود را به حادثه ساختمان پلاسکو اختصاص داده و نتیجه گرفته بود همه مسئولان مربوطه باید استعفا دهند، این بار و درباره حادثه سانچی فقط تسلیت گفت! یک سال قبل در چنین روزهایی بود که برنامه «90» که یک برنامه مختص فوتبال است در واکنش به آتش‌سوزی ساختمان پلاسکو، تبدیل به یک نمایشی سیاسی شد، تا آنجا که بیش از 40 دقیقه از وقت این برنامه به موضوعی بی‌ارتباط با برنامه اختصاص یافت و پس از صحبت‌های یک کارشناس، در نهایت عادل فردوسی پور گفت که هر جای دیگر دنیا چنین اتفاقی افتاده بود همه مسئولان مربوطه استعفا می‌دادند. اما یک سال بعد، باز هم حادثه دردناک دیگری در ابعاد گسترده‌تری رخ داده است؛ 30 نفر از هموطنانمان طی هشت روز در جدال با آب و آتش سوختند. اما این بار فردوسی‌پور فقط یک تسلیت گفت، بدون اینکه حتی از مسئولان مربوطه انتقادی کند. آن هم در شرایطی که برخلاف سال گذشته، این بار مسئولان مربوطه، سکوت کرده‌اند و حتی پاسخ افکار عمومی را هم نمی‌دهند. این تناقض رفتاری باعث شد تا این سؤال در ذهن افکار عمومی شکل بگیرد که چرا مجری 90 برخلاف نامش ناعادلانه با هر دو واقعه برخورد کرده است؟

برخی از کاربران فضای مجازی به این سؤال پاسخ داده‌اند. ازجمله یکی از کاربران نوشته:«تعجب کردیم که فردوسی پور 40 دقیقه برنامه نود رو اختصاص به استعفای مسئولین مربوطه نداد و فقط همدردی کرد! حتما براش صرف نداشته…» کاربر دیگر هم نوشته: «عادل فردوسی‌پور امشب از فاجعه زنده سوختن ۳۰ هموطن در نفتکش سانچی گفت، اما خوشبختانه معلوم شد برخلاف پلاسکو در این فاجعه فقط باید با بازماندگان همدردی کنیم و اصلاً لازم نیست کسی استعفا بده.»

کاربر دیگری هم این گونه به فردوسی پور واکنش نشان داده: «فردوسی‌پور تو برنامه‌اش حادثه سانچی رو تسلیت گفت اما نگفت که اگه این اتفاق هر جای دنیا میفتاد چند تا مسئول استعفا میدادن!… کاش مثل اسمش عادل بود!»

58241

کمک یک ونیم میلیاردی شهرداری به هیات یک مداح / راغفر: مسائل شائبه‌دار اقتصادی اغتشاش می‌آورد

به گزارش خبرآنلاین به
نقل از روابط عمومی انجمن اندیشه و قلم، در نشست اصلاح بودجه به نفع مردم که با حضور
حسین راغفر و یاشار سلطانی برگزار شد، راغفر در سخنانی با بیان این که بي سابقه ترين
فسادهای تاريخ معاصر ايران در دولت های نهم ودهم از طريق چپاول منابع عمومی انجام شده
و يكدستي سه قوه وقت موجب عدم نظارت بر دولت شد و در مواردی هرچه دولت آورده، مجلس
تصویب کرده است. به عنوان نمونه بودجه 16 میلیارد تومانی که در روزهای آخر تصدی رئیس
جمهور سابق به دانشگاه ایرانیان منتقل شد، هر چند در مقابل ارقام دیگر رقم ناچیزی بود،
اما منشا آن این بود که در مجلس تصوب کرده بودند رئیس دولت به هرکه بخواهد می تواند
بودجه اختصاص دهد.

وی با اشاره به این که بودجه
ناشی از منابع عمومی است، گفت: دولتها باید نسبت به نحوه هزینه کرد بودجه پاسخگو باشند،
اما نوعا پاسخگو نبوده اند. به عنوان نمونه بودجه ای برای بنیاد مولانا مقرر کردند
که تصور می شود مخصوص بنیادی مربوط به مولوی است، اما بودجه برای بنیاد دکتر حمید مولانا،
مشاور مطبوعاتی آقای احمدی نژاد بود که در دانشگاه رسمی سازمان CIA  حضور داشت.

این استاد اقتصاد بودجه
97 را نیز دارای برخی ابهامات خواند و گفت: البته این که رئیس جمهور این بودجه را شفاف
ترین بودجه عنوان کردند، به این دلیل است که قبلا بودجه قبل از این که به مجلس برود،
محرمانه بود و به کسی داده نمی شد، اما امسال آن را روی سایت و در معرض دید عموم گذاشتند
و البته همین باعث برخی اطلاعات و نارضایتی ناشی از آنها هم شد.

راغفر در بیان برخی ابهامات
بودجه 97، به اختصاص 14.5 درصد درآمد نفتی برای اکتشاف نفت، 5 میلیارد دلار صادرات
نفت گاز که در هیچ جا ثبت نمی شود و نامشخص بودن مجموع یارانه هزینه شده در کشور اشاره
کرد.

نهادهای فراقانونی در اقتصاد

وی در بخش دیگری از سخنانش
يكی از ريشه های مشكلات را شکل گیری نهادهای فراقانونی و ورود نهادهای نظامی و امنيتی
و قضايی به اقتصاد دانست و گفت: همه باید توجه کنیم که امنیت هزینه دارد و باید تامین
شود، اما نوع تامین آن مهم است. آیا نظامی ها باید خود وارد اقتصاد شوند یا نظام اقتصادی
و مالیاتی ما کار کند و منابع مورد نیاز آنها را هم تامین کند؟ شکل اول می تواند منجر
به بحرانهای متعددی شود که در ناآرامی های اخير هم نتيجه آن را شاهد بوديم و به نظر
می رسد دولت بيرونی بر دولت رسمی نفوذ جدی دارد.

راغفر ادامه داد: درهمين دولت
چند ماه قبل بابت طلب ما از کره جنوبی، طبق آنچه اظهار شد، ١٣٠ هزار خودرو لوكس از
كره وارد و سپس خودروی خارجی يكباره گران شد. بانك مركزی هم با روش مافيايی دلار را
گران كرد. اينها تورم، نارضايتی و اغتشاش به وجود می‌آورد.

وی در پایان در پاسخ به سوال
حاضران اظهار داشت: راه انتقال مطالبات رسانه هاست و در نبود رسانه های فعال داخلی،
ارائه مطالبات عمومی بسيار پرهزينه شده است. البته مشكل با دادن آمارهای غلط رشد و
اشتغال توسط رييس جمهور حل نمی شود، اما در عین حال اعتراض هم نبايد خارج از قانون
باشد.

کمک يك ونيم ميليارد تومانی نجفی به هيات يك مداح مشهور

در این نشست ياشار سلطانی،
روزنامه نگار و مدیر سایت معماری نیوز با بیان این که اگر سرنوشت بودجه را نمی توانیم
تغییر دهیم، دست کم می توانیم شفاف سازی کنیم، اظهار کرد: در معاونت اجتماعی شهرداری
تهران، صدها ميليارد تومان پولشويی می شود. در بقيه معاونتها هم بودجه فرهنگی كلانی
برای مسايل خاص ( از جمله ده ها میلیارد تومان به مساجد و حسینیه ها) داده میشود.

این روزنامه نگار گفت: در
دوره آقای نجفی، يك ونيم ميليارد تومان به هيات يك مداح مشهور كمك شده است. وقتی بودجه
فرهنگی سازمان بازرسی سه برابر بودجه مبارزه با فساد است، یا وقتی شهرداری برای قوه
قضائیه دادسرا می سازد و به فرمانداری و بنیاد شهید کمک می کند، یعنی هماهنگی بسيار
خوبی بین دستگاه ها برای تغذيه يكديگر وجود دارد و عزم جدی برای مبارزه با فساد وجود
ندارد. از این رو مطالبه عمومی مردم بايد با فساد مبارزه كند. چون مسئولان ازفسادها
مطلعند اما اقدامی برای مقابله نمی بينيم.

وی همچنین با تاکید بر فریاد
زدن مطالبات اظهار کرد: اگر نگوییم نتیجه رای ما چه شد، خیانت کرده ایم.  تا زمانی که شهروندان برای حفظ و نگهداشت سرمایه
ملی خود مطالبه گری نکنند، اصلاح رخ نمی دهد و بودجه ها نیز با اشکال بسته و هزینه
می شود.

 

3535

ماجرای ٢ پسرخاله که در «سانچی» بودند/ عکس

هر دو از شهرستان «نورآباد ممسنی» استان فارس بودند، از روستای «تل مشکی». ١٠ روز از حادثه آتشین کشتی سانچی در دلتای یانگ تسه می‌گذرد، ١٠ روزی که خانواده ٣٢ دریانورد در بیم و امید بودند؛ امید به بازگشت پسران، همسران و پدرانشان.

می‌گفتند ٣١ خدمه کشتی در جایی داخل کشتی در حال نفس کشیدن هستند و در انتظار امدادرسانی اما روز یکشنبه، ٢٤ دی‌‌ماه امیدشان ناامید شد. آتش نفتکش سانچی خاموش نشد و شعله‌های آن تا ارتفاع ١٠٠ متری رسید و این نفتکش سوزان، در عمق دریا غرق شد. با پایان یافتن تراژدی سانچی، مردان دریا در عمق ١١٠ کیلومتری اقیانوس آرام برای همیشه آرام گرفتند و چشم‌انتظاری خانواده‌هایشان با ماتم و اندوه گره خورد. ٣ پیکر بی‌جان خدمه کشتی از غول ٢٧٤ متری بیرون کشیده شد اما مزار ٢٩ مرد دریا در همان دلتای یانگ تسه ماند. حالا خانواده‌ها مانده‌اند بدون هیچ نشانی از مرگ عزیزانشان. حتی نمی‌دانند دریانوردانشان چگونه جان باختند و رازآلود غروب کردند.

«پوریا عیدی» و «سجاد عبداللهی» دو پسرخاله‌ای بودند که در لیست ٣٢ خدمه‌ای کشتی سانچی حضور داشتند؛ دو پسرخاله‌ای که در شهرستان نورآباد ممسنی زندگی می‌کردند و اصالتا اهل روستای «تل مشکی» بودند.

دیروز خانواده‌های پوریا عیدی و سجاد عبداللهی در شهرستان ممسنی برای دو پسرخاله مراسم گرفتند. مراسم یادبود بدون خاکسپاری. محل دفن دو پسرخاله فرسنگ‌ها دورتر از زادگاهشان است؛ جایی در اعماق آب بین ژاپن و چین. این دوپسرخاله که از کودکی با یکدیگر بزرگ شده‌اند، داستان عجیبی دارند. حسینی دایی پوریا و سجاد ٢ دانشجوی عرشه از دانشگاه خارک که کارآموز بودند با ما گفت‌و‌گو کرد. او از خوشحالی دو خواهرزاده‌اش گفت که نخستین سفر خود را تجربه می‌کردند.

چرا دو پسرخاله هر دو با هم عازم این سفر شدند؟

پوریا و سجاد از بچگی با هم بزرگ شدند. هر کاری می‌کردند با هم بود. با هم مدرسه رفتند، دانشگاه رفتند، امتحان دادند و در شرکت ملی نفتکش قبول شدند. این نخستین سفرشان بود. هم نخستین سفر دریایی و هم نخستین سفر خارجی‌شان. از آنجا که آخرین ‌سال دانشگاهشان بود دوره کارآموزی را باید می‌گذراندند. به همین خاطر با هم تصمیم گرفتند تا به این سفر بروند.

چه رشته‌ای درس می‌خواندند؟

سجاد و پوریا دانشجوی ‌سال آخر رشته مهندسی دریانوردی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم دریایی خارک بودند که به ‌عنوان بورسیه در شرکت ملی نفتکش ایران فعالیت می‌کردند.

سجاد و پوریا امدادگر هلال‌احمر هم بودند؟

سجاد از‌ سال ٩٣-٩٢ بود که وارد هلال‌احمر شد. من خودم هم جزو نیروهای هلال‌احمر هستم. من خواهرزاده‌هایم را تشویق کردم تا وارد هلال‌احمر شوند. پوریا هم علاقه داشت و تصمیم داشت وارد هلال‌احمر شود. در ماموریت‌هایی که ما می‌رفتیم معمولا همراهمان بود. سجاد دوره‌های مختلف امدادی را گذرانده بود و خودم بارها با او به ماموریت‌های مختلف ‌رفتم. کوهستان و دره و تپه و کوه همه جا می‌رفتیم. سجاد در اکثر برنامه‌های واحد جوانان و امداد فعالیت می‌کرد و دوره‌های کمک‌های اولیه عمومی امدادونجات را گذراند و آخرین دوره‌ای که به‌طور کامل سپری کرد، دوره پیش‌بیمارستانی بود.

کی از خانه به سمت نفتکش حرکت کردند؟

سجاد و پوریا زاده روستای تل مشکی هستند. چند ‌سال پیش بود که پوریا به همراه پدر و مادرش به شهر رفتند و آنجا زندگی کردند ولی سجاد و خانواده‌اش در همین روستا ماندند. ١٥ آذرماه بود که از نورآباد ممسنی به سمت خارک رفتند. سوار ماشین شدند؛ ماشین‌های بین راهی. از خارک هم به سمت عسلویه رفتند.

آخرین صحبت‌هایشان پیش از سفر چه بود؟

خیلی خوشحال بودند. تا پیش از سفر آنها را اینقدر شاد ندیده بودم. بیشتر از هر وقت دیگری می‌خندیدند. عید، عروسی برادر سجاد بود. می‌خواست سریع‌تر این سفر را برود تا عید در خانه باشد. می‌گفت دو تا سه‌ ماه این سفر طول می‌کشد باید زودتر برویم تا عروسی در خانه باشیم.

خانواده‌ها از سختی کار دریانوردها خبر داشتند؟

تا حدودی اما هرگز تصور نمی‌کردیم چنین حادثه‌ای پیش بیاید. از وقتی می‌دانم، چنین اتفاقی در دریا نبوده. فقط می‌دانستیم مدت‌ها روی آب هستند و کمتر در خشکی و خانواده‌هایشان تنها می‌مانند.

پیش از حادثه تماس نگرفته بودند؟

در زمان حادثه نه اما قبل از آن با ما تماس گرفتند. عکس می‌انداختند و ارسال می‌کردند. از حال و هوای دریا می‌گفتند و اینکه چقدر این سفر برایشان خوب بوده؛ تجربه پیدا کرده بودند.

وقتی این حادثه را شنیدید، چه کار کردید؟

باورمان نمی‌شد. هنوز هم نمی‌شود. چشم از تلویزیون برنمی‌داشتیم اما خبرها کوتاه بود و در حد زیرنویس. اصلا فکر نمی‌کردیم یک فاجعه باشد. فکر می‌کردیم زنده بیرون می‌آیند. هنوز هم همین تصور را داریم، فکر می‌کنیم خدمه روزی زنده به خاک کشورمان برمی‌گردند.

حال پدر و مادرشان چطور است؟

اشکشان خشک شده. بغضشان تمامی ندارد؛ واقعا باید مثل کوه باشی تا این درد اثر نگذارد. پوریا تنها یک برادر کوچک‌تر داشت که ورزشکار است؛ البته هم سجاد و هم پوریا ورزشکار بودند. رشته‌شان کونگ‌فو بود. سجاد هم دو برادر بزرگ‌تر داشت و یک خواهر کوچک‌تر که همه عزادار هستند. همه داغدیده هستند. همه برای تسلی دو خانواده به خانه‌هایشان آمده‌اند اما درد کمی نیست.‌ ای کاش اثری از این دریانوردان بود. بدون هیچ نشان و اثری سوگواری‌کردن سخت است. ما از مسئولان خواهش می‌کنیم پیکر عزیزانمان را به ما برگردانند.

۴۷۴۷

واژگونی خودرو سمند 5مصدوم برجای گذاشت

محسن ابراهیمی درگفتگو با خبرنگار خبرگزاری خبرآنلاین  افزود: این حادثه رانندگی حوالی ساعت 21:13 دقیقه سه شنبه مورخ 26 دی ماه96 از طریق تماس تلفنی به مرکز پیام اورژانس 115 اطلاع داده شد.
ابراهیمی گفت: با دریافت این گزارش، دو دستگاه آمبولانس اورژانس 115به محل حادثه اعزام شدند.
به گفته وی ، کارشناس های فوریت های پزشکی پس از حضور در محل حادثه اقدامات درمانی مناسب را برای مصدومان حادثه انجام دادند وآنها را به بیمارستان امام علی (ع) فرخشهرمنتقل کردند.

 

46

 

آیا مهران مدیری مجری «هفت» می‌شود؟

زمانی که شبکه سه سیما پس از سال‌ها برنامه‌ای را مختص سینمای ایران راهی آنتن تلویزیون کرد، برای بسیاری از اهالی سینما تریبونی که بتوان در آن از مسائل صنفی و تخصصی سینما حرف زد و بتوان با مخاطب ‌میلیونی رسانه ملی صحبت کرد، خوشایند بود. هرچند که این برنامه در میانه‌های راه دچار حواشی و فرازوفرودهای بسیاری شد، اما به زعم بسیاری از سینماگران، وجود این برنامه اتفاق مثبتی بود که جای خالی‌اش حس می‌شود.

از آخرین‌باری که بهروز افخمی و گروهش از برنامه «هفت» خداحافظی کردند، گمانه‌زنی‌های بسیاری مبنی‌بر اینکه آیا این برنامه بار دیگر آغاز خواهد شد و چه کسی اجرای آن را عهده‌دار می‌شود، به میان آمد؛ از فرزاد حسنی تا مهدی کرم‌پور و چهره‌های دیگری که در مقطعی خاص نامشان از گزینه‌های احتمالی اجرای این برنامه بود صحبت شد. اما در روزهای باقی‌مانده به برگزاری سی‌وششمین جشنواره فیلم فجر، ازسرگیری مجدد این برنامه بحث‌های بسیاری به راه انداخته است و نکته بسیار مهم در این میان شخصی است که در صندلی اجرای این برنامه تکیه خواهد زد.

در آخرین خبرها از برنامه «هفت» شنیده می‌شود که رضا رشیدپور برای اجرای این برنامه نمی‌رود و بار دیگر نام مهران مدیری شنیده می‌شود. ارتباط مهران مدیری با تلویزیون از زمانی که بار دیگر به سریال‌سازی ادامه داد و «دورهمی» را اجرا کرد بهتر شد، هرچند که نام مدیری در این مدت از گزند حواشی متعدد در امان نبوده است، اما به نظر می‌رسد او یکی از گزینه‌های اصلی اجرای برنامه‌ای است که قرار است در طی برگزاری جشنواره فیلم فجر، میزبان بسیاری از اهالی سینما باشد. در چند روز اخیر نام محمدرضا شهیدی‌فرد، مهران مدیری و رضا رشیدپور جدی‌ترین گزینه‌هایی بوده‌اند که اجرای برنامه «هفت» به آنها سپرده خواهد شد. از میان این افراد، رضا رشیدپور چند روز پیش در برنامه زنده «حالا خورشید» درباره حضور در «هفت» اظهار بی‌اطلاعی کرد که این شائبه ایجاد شد که مذاکره‌ای با وی نشده است، اما طبق آخرین خبرها، دست‌اندرکاران «هفت»، هم با او و هم با مهران مدیری وارد مذاکره شده‌اند. ظاهرا تاکنون حضور مهران مدیری در ویژه‌برنامه جشنواره فیلم فجر قطعی‌تر است، اما باید دید توافقات نهایی به چه سمت‌وسویی خواهد رفت و آیا مدیری در تازه‌ترین حضورش در تلویزیون، اجرای این برنامه سینمایی را خواهد پذیرفت؟

58241

 

فیلم| پربیننده‌ترین و هیجان‌انگیزترین ویدیوی ناسا در روزهای اخیر: سفر سه‌بعدی به سحابی جبار

 

 

به گزارش خبرآنلاین، این فیلم با چشم‌انداز سحابی جبار در آسمان شب آغاز می‌شود؛ سپس دوربین روی سحابی جبار زوم می‌کند، نمای مرئی و فروسرخ این سحابی را نشان می‌دهد و درنهایت، درون این سحابی عظیم شروع به حرکت می‌کند.

سحابی جبار یکی از نزدیک‌ترین زایشگاه‌های ستاره‌ای است که حدود ۱۳۵۰ سال‌نوری با زمین فاصله دارد. این سحابی یکی از روشن‌ترین ابرهای مولکولی میان‌ستاره‌ای در آسمان شب است و با چشم غیرمسلح می‌توان آن را به شکل لکه‌ای مه‌آلود روی شمشیر پیکره صورت‌فلکی جبار تشخیص داد. فقط ۲ میلیون سال از عمر این سحابی جوان می‌گذرد و بررسی دقیق آن، رازهای زیادی را از چگونگی تولد ستارگان (مانند خورشید که ۴٫۶ میلیارد سال پیش شکل گرفت) فاش کرده است.

تصاویر مرئی هابل و فروسرخ اسپیتزر، نواحی مختلفی از این سحابی را آشکار کرده‌اند. در مرکز سحابی جبار، خوشه «ذوزنقه» واقع شده است که چهار ستاره جوان، سنگین و داغ، حجم عظیمی از بادهای ستاره‌ای شدید و پرتوهای فرابنفش پرانرژی را گسیل می‌کنند و با تراشیدن دیواره‌های سحابی اطراف، حفره‌ای عظیم را درون این ابر هیدروژن مولکولی سرد پدید آورده‌اند.

با سفر درون این سحابی می‌توانید ساختارهای کروی «گلبول باک» را ببینید که هر یک، میزبان ستاره‌ای نوزاد و در حال شکل‌گیری است. دقت داشته باشید که این ویدیو با استفاده از داده‌های واقعی علمی ساخته شده و عملا یک شبیه‌سازی نزدیک به واقعیت است؛ نه انیمیشن مبتنی بر خیال و طرح‌های هنری.

۵۴۵۴

ایران چندمین بازار بزرگ رنو فرانسه شد؟

شرکت خودروسازی رنو فرانسه اعلام کرد در سال 2017 میلادی 162 هزار و 79 دستگاه از محصولات خود را روانه بازار ایران کرده است.

فروش رنو فرانسه به ایران در این سال نسبت به سال قبل از آن رشد 49.3 درصدی داشته است. رنو در ماه های ژانویه تا دسامبر سال 2016 بالغ بر 108 هزار و 536 دستگاه از محصولات خود را روانه بازار ایران کرده بود.

بر اساس این گزارش فروش رنو فرانسه به ایران در سال 2017 معادل 4.3 درصد از کل فروش رنو در سطح جهان بوده است. رنو در سال 2017 بالغ بر 3 میلیون و 760 هزار دستگاه از محصولات خود را در جهان به فروش رسانده است.

ایران هشتمین بازار بزرگ رنو در جهان طی این مدت شناخته شده است. فرانسه، روسیه، آلمان، ایتالیا، اسپانیا، ترکیه و برزیل پیش از ایران از این نظر قرار گرفته اند.

 

35224

علوم انسانی باید به میدان بیاید

نگارنده
حدود 10 سال است به همراه برخی دیگر از همکاران در مورد نقش محوری علوم انسانی
گفته، نوشته، طرح های متعددی برای ارتباط علوم انسانی کاربردی و حتی راهکارهای نقش
آوریش در صنعت سخت به آن مقام عالی حکومتی، دولتی و و مدیر دانشگاه عرضه کرده و
نیز آبروی خود را برای این کار هم در گروگذاشته است: با اعتقاد به اینکه
“علوم انسانی گل سرسبد همه علوم می باشد”.

 بعد از این سالها، بالاخره دیدیم یک مدیر عالی
این مملکت، جناب رییس جمهور البته به مناسب افتتاح گنگره علوم انسانی از اهمیت
علوم انسانی سخن گفته اند” … توسعه برای کشور در کنار علوم تجربی و ریاضی
بدون پیشرفت علوم انسانی امکان‌پذیر نیست…امروز در سطح جهان بحث ما در بسیاری از
مسائل، احترام به علوم انسانی است … سیاستمداری و سیاست‌ورزی که جایگاه
تاثیرگذاری در جامعه دارد از چه رشته علمی سرچشمه می‌گیرد؟… علوم انسانی باید به
میدان آمده و بگوید ما چه می خواهیم و چگونه می توانیم جامعه را به نقطه ای
برسانیم که مطلوب مردم و شرع و عقل است” (خبرآنلاین 24 دی 1396).

اینکه رییس جمهور به جایگاه علوم انسانی واقف شوند، خبر خوبی است اما
کافی نیست. ایشان از آن جهت که از نهادهای انتخابی نظام جمهوری اسلامی، و رای
مستقیم مردم را دردست دارند، فرصت های بیشتر و موثرتری برای کاربردی کردن علوم
انسانی در اختیارشان می باشد. استفاده از قدرت و خواست مردم برای تقویت کارآمدی
این علوم در عرصه های سیاست ورزی و حتی برای پیشرفت قاعده مند صنعت سخت کشور ضروری
است.

اما آیا راه حلی عملی برای نشاندن علوم انسانی بر منسب و جایگاه واقعی
اش در کشور وجود دارد؟ نگاه کنیم به همین کشورهای پیشرفته در علوم انسانی چه کرده
اند؟ چرا به یک مهندس و پزشک مسئولیت و ورود به حوزه  تخصصی علوم انسانی را
نمی دهند؟ و چرا در پرورش فرهیختگان علوم انسانی خوش می درخشند؟  خوب است به
کلام استاد نام آشنا، دکتر نقیب زاده که نقدی بر همین سخنان رییس جمهور زده اند
توجه شود: “اين علوم انساني نبود كه ميليون‌ها انسان را به كام مرگ كشيد بلكه
باورهاي ناآگاهانه‌اي بود كه توهمات آغشته به اغراض قدرت را راهنماي عمل قرار داد.
اين علوم سياسي نيست كه نظام‌هاي سياسي را به ورطه بحران‌هاي غيرقابل حل مي‌كشاند
بلكه روي برتافتن ازاين علم است كه ما را به پرتگاه مي‌كشاند”.

نگارنده روز و شب، در کلاس درس و در تنهایی فکر، در مورد یافتن راه
تقویت و نقش آوری علوم انسانی مطالعه و اندیشه کرده است به اختصار می گوید: برای
شناخت مسئله علوم انسانی و یافتن جایگاه آن در حل مسائل کشور باید ابتدا اجماعی
میان کارگزاران انتخابی و انتصابی صورت گیرد، یعنی در همه سطوح از رهبری عالی کشور
تا رییس جمهور و تمام وزرا و مقامات دولتی و حکومتی انتصابی، دانشمندان علوم
انسانی، مهندسین، پزشکان، صدا و سیما، حوزه های علمیه و..  باید باور کنند که
علومی مانند علم سیاست، حقوق، اقتصاد، جامعه شناسی، روانشناسی و مدیریت، قابلیت حل
مسائل و مشکلات جامعه گرفتار ما را دارد.

یکی از این قابلیت ها، موفقیت در روند سخت “توافق برجام”
است که نتیجه درست و بموقع کاربردعلوم انسانی بود، علومی که اگر با استانداردهای
روزدنیا و استفاده از علم فراگیر نخبگانش به کارگرفته شود، دستاوردهای بزرگ و
غیرقابل انکاری برای مردم هوشمند ایران به همراه دارد. 

 البته، برای استفاده کاربردی از علوم انسانی چند
شرط فوری- فوتی وجود دارد که دولت اگر بتواند باید به سرعت قبل از هر سیاستی اقدام
کند. در این مختصر همین را عرض کنم که هرچه زودتر باید از فعالیت دانشگاه های
غیرانتقاعی و برخی دانشگاه های دولتی با داشتن بنیه و کادر ضعیف علوم انسانی که
الان بشدت مشغول آموزش دوره های کارشناسی ارشد و دکتری هستند جلوگیری شود. این مراکز
ضعیف علمی با ادعاهای بزرگ و با اخذ شهریه های بالا، به کار تربیت متخصصین علوم
انسانی (با میانگین سنی بالا) مشغولند و
فصلنامه های علمی-پژوهشی هم برای خود ثبت کرده اند. 

مشکل این است که این فارغ التحصیلان، فردا به عنوان متخصص علوم
انسانی و مدیر معرفی می شوند، اما چون علم را از منشا و سرچشمه های آن به خوبی
فرانگرفته اند ضمن آنکه چون تحصیل پولی است و احتمالا گزینش علمی درستی برای پذیرش
آنها صورت نگرفته، مانع بزرگ کارایی علوم انسانی و آبروریزی برای جامعه علمی آن و
نیز مهمتر از همه، عاملی برای عدم کارایی موثر برای حل مسائل کشور خواهند شد.

آقای رییس جمهور! با یک سخنرانی برای علوم انسانی، کار به 
مرحله عمل نمی رسد. یک نمونه را که از طرح آن ابا داشته ام مجبورهستم برای شناخت عمق
مشکلات با احترام مطرح شود: چرا باید یک پزشک هر هفته در
بهترین کانال و ساعت پخش تلویزیون از تخصصی ترین مباحث پیچیده علم تاریخ اسلام
صحبت کند؟ با چه مدرک دانشگاهی مرتبط و مجوز کدام مقام این امکانات رایگان و سهل
الوصول برایشان فراهم می شود؟ آیا ما اساتید تاریخدان دردانشگاههای مهم کشور کم
داریم؟ آیا پخش این برنامه، احترام به جایگاه علوم انسانی در کشور است؟

 براستی چرا باید یک مهندس رییس صدا و سیما شود؟
آیا ما متخصص و فارغ التحصیل علوم رسانه ای از دانشگاه های تراز اول کشور کم
داریم؟ آیا غیر از این است که درست برعکس کشورهای پیشرفته، مهندسین و پزشکان در
کشور ما بر علوم انسانی مدیریت و نظریه پردازی و مفهوم سازی می کنند (مفهوم:
مهندسی فرهنگی) ؟- آیا باید با این روند، امیدی به تحول داشت؟ یک پیش فرضیه می
گوید: “به افراد غیر مرتبط با رشته و تخصصشان مسئولیت باید داد تا از دیگران
کاملا حرف شنوی داشته باشند.”

لذا متاسفانه به خاطر این وضع پیچیده و عدم اجماع نظری و عملی در
میان مقامات و مدیران عالی سیاسی و علمی کشور، برای بهبود وضعیت علوم
انسانی و نقش آوری آن درکشور، احتمالا تا چند دهه  آینده امیدی نیست و براین اساس،
مشکلات جامعه ما همچنان رو به افزایش بوده و به نظر می رسد لاینحل باقی بمانند.