مادری که فرزندش را شکنجه داده:شوهرم کتکم می زد،من هم عقده ام را سر پسرم خالی می کردم

این روزنامه نوشته است:

زن جوان که با سر و وضع آشفته و دستبندی بر دست وارد اتاق مشاوره شد
آرام و قرار نداشت. وقتی با راهنمایی افسر زن روی صندلی نشست سرش را پایین
انداخت. مدام هم  پایش را با استرس بر زمین می‌کوبید.

پرونده‌اش روی میز
بود. با این حال خودش شروع به صحبت کرد و گفت: «به جرم کودک آزاری دستگیرم
کردند و به دادگاه رفتم. قاضی مرا برای مشاوره به اینجا فرستاد…»

هنوز
حرفش تمام نشده بود که ناگهان بغضش ترکید و گفت: «باور کنید نمی‌خواستم
این‌طور شود… از وقتی یادم می‌آید پدر و مادری به خودم ندیدم. یا خمار
بودند یا نشئه. اوایل درک نمی‌کردم و تصورم این بود که همه همین‌طور زندگی
می‌کنند.اما هر چه بزرگ‌تر شدم درکم از اینکه در چه لجنزاری زندگی می‌کنم
بیشتر شد. از این وضعیت خسته و افسرده شده بودم. دوست داشتم مثل همه همسن و
سال هایم ادامه تحصیل بدهم و دانشگاه بروم تا بتوانم شغل خوبی پیدا کنم.
می‌خواستم زندگی‌ام را عوض کنم اما آنقدر مشکلات در زندگی ما وجود داشت که
حتی فکر تغییر هم غیرممکن به نظر می‌رسید.

با هر شرایطی که بود بزرگ شدم و
به 19 سالگی رسیدم. خواستگاران زیادی داشتم که بیشترشان دوستان پدر و مادرم
بودند. اوایل با همه مخالفت می‌کردم اما وقتی فهمیدم با این سطح خانوادگی،
هیچ گزینه بهتری نخواهم داشت، به یکی از دوستان پدرم که 10 سال ازخودم
بزرگتر بود جواب مثبت دادم و با هزار امید پا به خانه بخت گذاشتم…

شروع
زندگی‌مان خیلی خوب و رؤیایی بود.کم کم داشت باورم می‌شد زندگی‌ام
تغییر کرده است. اما بعد از چند هفته «سامان» رفتارش عوض شد. با کوچکترین
بهانه کتکم می‌زد و مرا در خانه زندانی می‌کرد. هیچ راه گریزی هم نداشتم.در
اوج مشکلات با خودم فکر کردم اگر طلاق هم بگیرم باید کجا بروم. پدر و مادر
معتادم بدون شک بدتر از شوهرم با من برخورد می‌کردند. به همین دلیل ماندم.
سوختم
وساختم. اما هر روز حس کینه از زندگی و از اطرافیانم در من بیشتر می‌شد.
بعد از یک سال پسرم «عرشیا» به دنیا آمد. گرچه مادر شده بودم و بهترین
اتفاق زندگی‌ام افتاده بود اما آنقدر افسرده و عصبی بودم که شیرینی بودن او
را نمی‌دیدم. فکر می‌کردم با تولد «عرشیا»، شوهرم دست از کارهایش بردارد
اما او همچنان مرا می‌زد و… از همه متنفر شده بودم. «عرشیا» هم فارغ از
دنیای سیاه دور و برش هر روز بازیگوش‌تر می‌شد. یک روز آنقدر شیطنت کرد که
نتوانستم جلوی خودم را بگیرم و وقتی همسرم از خانه بیرون رفت او را حسابی
کتک زدم. آن روز حس خاصی داشتم. انگارعقده‌هایم خالی شده بود. از آن روز به
بعد هر بار که لج بازی می‌کرد کتکش می‌زدم و چند باری هم با فندک و قاشق
داغ، او را سوزاندم. هیچ‌کس خبر نداشت چه بلایی سر من و پسرم آمده و شوهرم
هم که هیچ وقت ما را نمی‌دید.

این وضعیت ادامه داشت تا اینکه یک روز همسرم
دوباره کتکم زد. اما با هر مشت و لگدی که به من می‌زد دیگر درد احساس
نمی‌کردم. همه وجودم  پر از نفرت و درد بود. گوشه‌ای کز کرده بودم و دنبال
راهی برای انتقام بودم. «سامان» که پایش را از در بیرون گذاشت ناگهان نگاهم
به «عرشیا» افتاد. دیگر نمی‌دانم چه اتفاقی افتاد. فقط سیخ فلزی را از
آشپزخانه برداشتم و با همه نفرتی که از «سامان» و زندگی‌ام داشتم آنقدر پسر
سه ساله‌ام را کتک زدم که یکدفعه بی‌حرکت روی زمین افتاد. خیلی ترسیده
بودم. به سمت راهرو رفتم و زن همسایه را صدا کردم و با هم «عرشیا» را به
بیمارستان رساندیم. وقتی بچه را به بیمارستان رساندم و پزشکان حال و روزش
را دیدند، او را به داخل اتاقی بردند و من را راه ندادند. تازه آنجا فهمیدم
چه بلایی سر پسرم آورده‌ام. هیچ کس جوابم را نمی‌داد تا اینکه مأمور پلیسی
بالای سرم آمد و مرا بازداشت کرد. باور کنید خیلی پشیمانم. نمی‌دانم اگر
اتفاقی برای پسرم بیفتد چطور می‌توانم زندگی کنم. هیچ کس حرفم را قبول
نمی‌کند، اما من در حالت طبیعی نبودم و عقده هایم را سر او خالی کردم.»

 

23302

کیهان:از احمدی نژاد دفاع کردیم که کردیم؛میزان حال فعلی افراد است/حسن خمینی به حلقه انحرافی،دفتر داد

در این بین موضع‌گیری برخی در
جریان مدعی اصلاح‌طلبی و روزنامه‌های زنجیره‌ای نیز قابل توجه بود که
بیشترین تلاش را کردند تا از آب گل‌آلود ماهی بگیرند و برخی ادعاهای باطل
خویش را دوباره مطرح کنند. این جماعت با اشاره به اقدامات اخیر حلقه
انحرافی زمزمه‌ای را آغاز کردند مبنی بر اینکه آنچه آنها در سال 88
می‌گفتند درست بوده است!
در پاسخ به اینها باید گفت همان‌طور که امام
خمینی(ره) فرمودند ملاک حال فعلی افراد است در این مورد نیز آنچه مورد
ارزیابی قرار می‌گیرد حال فعلی افراد است و این حال منجر به تخطئه همه
گذشته فرد نمی‌شود و بر همین منوال مواضع امروزی حلقه انحرافی دلیلی بر
درستی ادعاهای باطل فتنه‌گران نمی‌شود.

 نزدیک شدن تدریجی فتنه‌گران به حلقه انحرافی
درستی دیدگاه کیهان را به اثبات رساند تا جایی که در این اواخر مشایی ضمن
نامه‌ای به خاتمی به ابراز ارادت نسبت به وی پرداخته و تلویحا ضمن اعلام
برائت از جریان انقلابی خود و حلقه اطرافیانش را به فتنه‌گران نزدیک‌تر
دانست. اگرچه بعضی این موضوع را از عجایب روزگار دانستند که منسوبان یک
دولت به کسانی که علیه دولت آنها به آشوب‌آفرینی پرداخته و آن را غیرقانونی
عنوان می‌کردند ابراز ارادت و نزدیکی کنند اما این موضوع حقانیت نامگذاری
«حلقه انحرافی»  را نشان می‌داد، حلقه‌ای که به تدریج از تمام
بایدهای و شعارهای مطرح شده توسط خود منحرف شده تا آنجا که علیه آن دیدگاه
به‌پا خیزند و امروز این حلقه کیهان را بزرگ‌ترین دشمن خود عنوان کنند.
بر
همین منوال کار به جایی رسید که از طرف سیدحسن خمینی به طیف حلقه انحرافی
دفتری در شمال تهران داده شد. جالب آنجاست که در مرور مواضع حلقه انحرافی
شاهد آن هستیم این طیف پس از پایان دوره ریاست جمهوری تاکنون هیچ موضع‌گیری
در قبال فتنه نداشته‌اند. این موضوع به خوبی گویای آن است که چرا امروز
بازی حلقه انحرافی در زمین فتنه‌گران و غربگرایان انجام می‌شود.
در واقع
آنچه امروز حلقه انحرافی انجام می‌دهد، پوششی برای فرار دولت از پاسخگویی
به افکار عمومی فراهم کرده است. رسانه‌های زنجیره‌ای با بزرگنمایی این طیف و
رفتارهایش، مانع از طرح مطالبات اصلی مردم و پاسخگویی مسئولان می‌شوند.

 

23302

اعضای خانواده خاوری چه مشاغلی دارند؟

همین است که وقتی در پروفایل دانشگاهی‌شان سرک بکشی، از کارشناسی گرفته تا مقطع دکترا، دانشجوی دانشگاه تورنتو بوده‌اند. یکی بختش را در مهندسی آزمون کرده و دیگری ستاره‌شناسی و فیزیک نجومی. گرچه عاقبت به یُمن پول‌های بادآورده پدر حالا پسرها دستی در ساخت‌وساز و املاک و مستغلات دارند. دو پسر خاوری در کار تجارت و برج‌سازی و انبوه‌سازی وارد شده‌اند و دختر خانواده به نجوم و فیزیک روی آورده است.
بنابر اطلاعاتی که همان زمان به نقل از قاضی سراج (قاضی پرونده) منتشر شده بود، خاوری در تاریخ ٢٠ شهریور ١٣٩٠ در مقام رئیس بانک ملی ایران، در قالب یک مأموریت کاری برای شرکت در جلسه «پی‌ال‌سی بانک لویدز» تقاضای سفر به انگلستان را مطرح کرده بود. در تاریخ ۲۹ شهریور همان سال با حکم شماره ۵۷۸۶۶۹ با مأموریت او به خارج از کشور موافقت شد؛ اما چند روز بعد، خاوری به لابی هتلش در یکی از شهرهای انگلیس می‌آید و با ارسال یک فکس به تاریخچه فعالیت مدیریتی‌اش در ایران پایان می‌دهد. او در این نامه از مقام خود استعفا داده و آن را به طور رسمی به اطلاع مقام‌های دولتی وقت در ایران می‌رساند.

دختر، ستاره‌شناس خانواده
پرندیس خاوری برخلاف برادرهایش پی درس‌ومشق و علم‌آموزی بود؛ اما گویا پدر با بخشش خانه به دختر جبران مافات کرده است. خانه خاوری در تورنتو که از قضا بسیار خبرساز هم شده است؛ نه متعلق به او که چندی پس از حضور خاوری در کانادا به نام دخترش شد. برخی گزارش‌ها همچنین نشان از آن دارد که خاوری هفت روز پس از خروج دائمی از ایران و ورود به خاک کانادا، وام خانه سه میلیون‌دلاری خود را بازپرداخت کرده و خانه را به دخترش پرندیس انتقال داده است. پرندیس به همین راحتی از قبلِ پدر پولدارِ گریخته از ایران یک‌شبه صاحب خانه شد؛ آن هم خانه‌ای که حالا نه‌تنها برای ایرانیان که برای خیلی از رسانه‌های جهانی محل توجه است.
پرندیس خاوری مدرک دکترای نجوم دارد. محجبه است و در تصویرهایی که از او دیده می‌شود، اغلب با بلوز و شلوار در اماکن عمومی مشاهده می‌شود. وقتی خبرنگار یک شبکه تلویزیونی برای گفت‌وگو با اعضای خانواده راهی خانه آنها شده بود، پرندیس تنها عضو خانواده بود که خیلی کوتاه در مقابل دوربین قرار می‌گیرد. هرچند نه حرف خاصی زد و نه نکته‌ای از آن دیالوگ کوتاه منتشر شد.

خش خاوری!
خشایار خاوری در وب‌سایتش نام «خش» را برای خود برگزیده است. شاید به این خاطر که تلفظ اسم خشایار در نسخه انگلیسی برای غیرفارسی‌زبانان کار ساده‌ای نیست. آقای «خش»، مهندس است. او هم کارشناسی و کارشناسی‌ارشدش را در دانشگاه تورنتو خوانده و حالا برای خودش برووبیایی دارد. از لینک دانشگاه می‌توان یکسر وارد سایت کاری‌اش شد. در وب‌سایت از تجربه‌های کاری‌اش گفته و بیوگرافی‌اش که بیشتر مبتنی‌بر تمرکز بر کار ساخت‌وساز و املاک و مستغلات است.
خش خاوری برخلاف پدر (البته در روزهای مدیریت در ایران) چهره مدرنی برای خود برگزیده است. سروصورتی صفا داده و عکس بزرگی مزین به کراوات در صفحه نخست وب‌سایتش دیده می‌شود. هرچند انتشار تصاویر این روزهای محمودرضا خاوری نیز نشان می‌دهد که حفظ ظاهر او در ایران و تیپ‌های به‌اصطلاح دولتی او برای سازگاری با سمت و مسئولیت آن‌روزهایش بوده و حالا تصاویرش از جهت تجددگرایی با خشایار تفاوت چندانی ندارد. گاهی تیپ اسپورت می‌زند و گهگاه تصاویرش در حال خرید و بازدید از اماکن عمومی در تورنتو در شبکه‌های اجتماعی می‌چرخد.

رستوران‌های خشایار
خشایار خاوری در وب‌سایت شخصی‌اش درباره خودش نوشته: «کارآفرین باتجربه و تحصیل‌کرده‌ای که حوزه علاقه کاری‌اش طیف متنوعی است از سرمایه‌گذاری املاک و مستغلات تا صنعت ساخت‌وساز و فناوری اطلاعات را شامل می‌شود». او همچنین در وب‌سایتش به دریافت یک مدال دانشگاهی اشاره کرده و اینکه تحصیلات کارشناسی و کارشناسی ارشدش در دانشگاه تورنتو در رشته مهندسی بوده است. ازجمله فعالیت‌های تجاری دیگر «خش» می‌توان به فعالیتش در بخش املاک و مستغلات در دو پروژه مشارکتی با ارزش مالی بین ٥٠ میلیون دلار تا یک بيلیون دلار اشاره کرد. در وب‌سایت او همچنین آمده: «خش از تجربه خود در زمینه سرمایه‌گذاری و ساخت‌وساز بهره خواهد برد تا در انتخاب و توسعه پروژه‌های جدید نقش مؤثری داشته باشد. او با بهره از دانش مهندسی و معماری خود آماده همکاری با ذی‌نفعان و متخصصان است». بنگاه هتلداری «خش» شامل سه رستوران لوکس، یک شرکت پذیرایی، دو پروژه جدید در خط لوله و یک شرکت مدیریت خدمات است. سه رستوران خش خاوری به نام‌های «کاوا»، «چابرول» و «اطلس» با استقبال زیاد مشتریان کانادایی مواجه شده است، اما آخرین حوزه‌ای که خش در تجارت به آن وارد شده، شرکت تکنولوژی استارت‌آپی با محوریت‌ آی‌تی است. در کنار کارهای تجاری، امور خیریه و سرمایه‌گذاری در هنر نیز در همه کارهای خشایار خاوری در مرکز فعالیت‌های تجاری او قرار دارد. 

اردوان خاوری
به‌جز تصاویری از شادی‌های اردوان خاوری در یک میهمانی و برخی خبرهای پراکنده درباره مدیریت او بر انبوهی از شرکت‌ها با اسامی ایرانی (صحت آن هنوز تأیید نشده و منبعی برای دریافت این تأییدیه نیز به دست نیامد) اطلاعات چندانی از او در اختیار نیست. برخی گزارش‌ها نشان از آن دارد که اردوان با کمک خانواده و به‌طورخاص پدرش حدود ١٤,٢ میلیون دلار پیشرفت مالی داشته است.
نام او نیز به همراه برادرش، خشایار و پدرش، محمودرضا چندی پیش در یک پروژه مشترک ساخت‌وساز با یک تاجر ایرانی بر سر زبان‌ها افتاد و به تشکیل یک دادگاه منتج شد. اردوان خاوری برخلاف خشایار به‌جای کانادا بیشتر در حوزه دوبی مشغول به فعالیت بوده است، به‌ویژه در روزهایی که پدرش هنوز بر مسند مدیرعاملی بانک ملی ایران مشغول به کار بود.

ماجرای شکایت مالی علیه خانواده خاوری
خشایار و اردوان، دو پسر محمودرضا خاوری، در مسیر پدر گام برداشته‌اند و حالا دستی در بیزنس دارند. همین چندی پیش بود که دادگاه شکایت یک برج‌ساز ایرانی-کانادایی از خانواده خاوری‌ها خبرساز شد.
ماجرای شراکت نافرجام خانواده خاوری با سام میرزاهی، از سرمایه‌گذاران ایرانی – کانادایی، گرچه بازتاب چندانی در رسانه‌های داخلی ایران نداشت، اما در کانادا غوغا کرد. به گزارش بلومبرگ، میرزاهی، خاوری را در سال ٢٠٠٨ ملاقات کرد. دو پسر خاوری، خشایار و اردوان، از ابتدای دهه سوم زندگی‌شان وارد کار مشترک با میرزاهی شدند. پایگاه خبری «گلاب‌‌اندمیل» سال پیش گزارشی در همین زمینه منتشر کرد. در آوریل سال ٢٠١٤، میرزاهی درباره مشکلات مالی اردوان (پسر محمود خاوری) در دوبی سخنانی را منتقل کرد. طبق اسناد دادگاه، میرزاهی در صورت پرداخت‌نکردن ١٤ میلیون دلار از فروش پروژه «هزلتون» با تهدید فیزیکی روبه‌رو خواهد بود. میرزاهی در آن زمان گفت هیچ پولی از پروژه‌ها تا اتمام کاملشان توزیع نشد. میرزاهی همان زمان گفت خاوری تهدیدش کرد اگر همکاری نکند، شهرتش را خراب می‌کند. خاوری یک ساعت برای تهیه صورت‌حساب به او فرصت داد و گفت در غیر این صورت عواقب همکاری‌نکردن را بپذیرد. میرزاهی ادعا کرده از ترس تهدیدها، هفت میلیون دلار چک به خانواده خاوری داده است. در اظهارات قانونی، خانواده خاوری تهدید به مرگ را انکار کرده‌اند. خشایار در پاسخ به مسائلی که در طرح دعوی مطرح شد، گفته؛ اتهام‌ها علیه پدرش با واقعیت فاصله دارد. خشایار در دادگاه اسنادی ارائه کرد که میرزاهی بارها امنیت خانواده‌اش را به‌خاطر سابقه کیفری پدرش تهدید کرده است. پسر خاوری گفته؛ افراط‌‌گرایان با توجه به شغل قبلی خاوری در سیستم بانکی ایران، قصد صدمه به او و خانواده‌اش را داشته‌اند.
23302

 

سکوت استادی‌ که خواب‌ حمایت امام زمان از احمدی‎نژاد را می‎دید

رضوانه رضایی‌پور: این روزها همچنان بحث، حول محور رییس دولت‎های نهم و دهم داغ است. او و حلقه چند نفره دوستانش اتهاماتی به برخی مقامات و مسئولان قضایی وارد کرده‎ و قیافه حق به جانبی هم به خود می‎گیرند. افشاگری عنوانی است که آنها به تمام تحرکات این روزهای خود می‌دهند و اگرچه در این مسیر، کسی را خارج از جمع چند نفره‌شان همراه خود نمی‌بینند، اما با اعتراضی هم از سوی حامیان پر و پاقرص خود روبه‌رو نیستند. همان‌هایی که در تمام هشت سال کشورداری احمدی‌نژاد از تمامی اقدامات او حمایت می‌کردند، همچنان سیاست سکوت را در برابر اقدامات خارج از عرف او در پیش گرفته‌اند.
شاید همین امر هم باعث شده باشد که احمدی‎نژادی‌ها هر روز یک نفر را هدف حملات خود قرار دهند؛ یک روز مسئولان عالی قضایی، یک روز دولتمردان پس از خود و در روزی دیگر چهره‌هایی از جامعه روحانیون. محسن غرویان روحانی اصولگرایی که مدتها پیش خود را از حلقه دوستداران محمود احمدی‌نژاد و بطور مشخص، شخص آیت‎ا‎لله مصباح یزدی جدا کرده است، در پیش گرفتن سیاست سکوت از سوی برخی طرفداران سابق رییس دولت‎های نهم و دهم را مورد انتقاد قرار داده و معتقد است: «افرادی که تا حد زیادی کارهای دولت‎های نهم و دهم را تایید می‌کردند و به میزان زیادی هم ارزش آنان را بالا می‌بردند و می‌گفتند یارانه‌ها پول امام زمان است، بدانند که این سکوت برای مردم محل سوال است. روحانیت نباید ساکت باشد. همان علما و بزرگان باید بیایند و مردم را توجیه کنند.»

مشروح گفت‌وگو با او را در ادامه بخوانید:

این روزها محمود احمدی‌نژاد دست به اقدامات عجیب و غریبی زده است. از توهین‌ به دستگاه قضایی و مسئولان عالی آن گرفته تا بحثی که همین چند روز اخیر در مورد اهدای 5 سکه بهار آزادی به برخی از شخصیت‌های سیاسی و نظامی مطرح کرده است. آنچه که در این بین قابل تامل است، در افتادن احمدی‌نژاد با نهاد روحانیت است؛ از آیت‌الله آملی لاریجانی گرفته تا حجج اسلام رییسی و مصباحی مقدم. فکر می‌کنید این اقدامات با چه نیتی صورت می‌گیرد؟

در چند روز گذشته بسیاری از خبرنگاران با من تماس گرفتند تا راجع به همین موضوع و رفتارهای ایشان و اطرافیان‌شان نظرم را بپرسند. اما واقعیت این است که نمی‌خواهم حرفی در این مورد بزنم. البته بگویم که قصد ندارم غرور و تکبری به خرج بدهم. ولی شان خودم را اجل از این می‌دانم که راجع به این افراد صحبت کنم. فکر می‌کنم صحبت کردن در مورد این افراد اتلاف وقت و هدر رفتن انرژِی است. به نظر من این کارها و حرکات اینقدر در سطح پایینی قرار دارد که ارزش ندارد انسان خیلی به اینگونه مسائل بپردازد. حقیقتش را بخواهید خیلی انگیزه‌ای برای حرف زدن ندارم.
حرکات ایشان نشان می‌دهد که دارند تلاش مذبوحانه‌ای انجام می‌دهند. این نوع اقدامات، خیلی از چارچوب‌ رفتارهای حکیمانه و عاقلانه فاصله دارد. آن افرادی که در سال‎های گذشته از او حمایت می‌کردند و تا حد زیادی او را بزرگ می‌کردند الان باید پاسخ بدهند. بالاخره سکوت آنها، سکوت مقبولی نیست. مردم سوال می‌کنند که چرا این افراد که روزی حامی این آدم‎ها بودند، ساکتند؟ و چرا حرفی نمی‌زنند؟ راستش را بخواهید خیلی برای این رفتارها و حرکات ارزشی قائل نیستم که وقت صرف آن کنم.

فرمایش شما درست، اما اگر کسانی همچون شما که لباس روحانیت بر تن دارید، نخواهند به این اقدامات پاسخ دهند، بیم آن می‎رود که تداوم این رفتار آسیبی جدی به نظام وارد کند. از یک طرف که حامیان دیروزشان ساکت هستند و از طرف مقابل هم اگر کسی مانند شما نخواهد موضع‎گیری کند، احمدی‌نژاد خود را محق‎تر می‌بیند. آنچه که بیشتر از اینها در آسیب‌شناسی این مساله مهم است اینکه در آن دوران قاطبه نهاد روحانیت از حامیان آقای احمدی‌نژاد بود. الان چطور در برابر چنین اقداماتی سکوت اختیار کرده‌اند؟ همان حمایت‏‎ها سبب شده بود که بخشی از جامعه مذهبی کشور به احمدی‎نژاد رای بدهند.

البته از این بعدی که می‌گویید، مساله مهمی است. من خودم در جلسه‌ای بودم که یکی از بزرگان داستانی را تعریف کرد. او گفت: شخصی در اهواز در منبر بوده و فردی در آنجا خواب می‌بیند که آن منبری برای او تعریف کرده که امام زمان به خوابش آمدند و گفته‌اند که رییس‌جمهور شما، احمدی‌نژاد است! این موضوع در زمان انتخابات رخ داده بود. من خودم در آن جلسه حضور داشتم و خیلی هم تعجب کردم که این استاد بزرگ چطور به خواب یک نفر با این واسطه‌ها اعتماد می‌کند و رییس‌جمهور مملکت را از زبان امام زمان معرفی می‌کند؟ خیلی تعجب کردم و الان برایم جای سوال است که واقعا این کارهای آقای احمدی‌نژاد را هم امام زمان تایید می‌کند؟ آن استاد محترم تایید می‌کند؟ اینها باید پاسخ بدهند.
یک نفر از من پرسید که این چه کاری است که این افراد انجام می‌دهند؟ گفتم بروید از همان استاد بپرسید! به هرحال افرادی که تا این حد کارهای دولت‎های نهم و دهم را تایید می‌کردند و تا میزان زیادی ارزش او را بالا می‌بردند، حتی می‌گفتند یارانه‌ها پول امام زمان است، بدانند که این سکوت برای مردم محل سوال است. روحانیت نباید ساکت باشد. آن علما و بزرگان باید بیایند و مردم را توجیه کنند.

این امر چقدر ممکن است برای پایگاه اجتماعی روحانیت مساله ساز شود؟ 

مردم اعتمادشان را به حرف‌های بزرگان از دست می‌دهند. قطعا اعتمادشان را به روحانیت از دست می‌دهند. کما اینکه تا حدود زیادی نیز از دست داده‌اند. به هرحال این حرکات باید بصورت شفاف به مردم توضیح داده شود. در واقع نوعی قانون‌شکنی و بی‌اعتنایی به شخصیت‌ها، علما و مسئولان کشوری در حال شکل گرفتن است. این امر بی‌عدالتی است که در مورد یکسری افراد، سختگیری شود و در مورد برخی اصلا برخوردی نشود و سکوت کنند. من هم مانند اکثریت مردم این سوالات را دارم و امیدواریم که حل شود.

با توجه به شناختی که از برخی شخصیت‌های حامی محمود احمدی‌نژاد همچون آیت‌الله مصباح دارید، می‎خواهم بپرسم که سکوت روحانیت و بخصوص همان افرادی که احمدی‌نژاد را انتخاب‌شده امام زمان می‌دانستند، حمایتی است یا از سر مصلحت است، تا متهم به طرفداری بی‌حد و مرز از او در سال‎های گذشته نشوند؟

من معمولا در گفت‌وگوهایم سعی می‌کنم اسم افراد را نبرم و مردم خود اینگونه مسائل را تطبیق بدهند. اما برداشت مردم و فهم عرفی از این سکوت‌ها، حمایت است. یعنی اگر سکوت در جایی که نباید اتخاذ شود، اتفاق بیفتد، مردم می‌گویند این سکوت به معنای حمایت است. به هر حال اگر کسی مخالف حرکات این آقایان باشد، باید عکس العملی از خود نشان دهد. مصاحبه‌ای، سخنرانی‌ای، سر جلسه درسی تذکری بدهد و یا نکته‌ای بگوید که ما بفهمیم که نظرشان چیست.

 

27215

عمادالدین باقی: مرحوم آیت‎الله منتظری اولین نفری بود که رهبری آیت‌الله خامنه‎ای را تایید کرد

* یکی از مسائلی که باعث شد آيت‌الله منتظري به عنوان نفر دوم مطرح شود، این بود که در بین روحانیون انقلابی قبل از انقلاب تنها کسی بود که در سطح عالی حوزه قرار داشت. نکته دیگر اینکه ایشان در محافل حوزوی از لحاظ صداقت و از این نظر که جاه‌طلب نبود بسیار شناخته‌شده است.
* در خاطرات آقای ابراهیم امینی در صفحه ٨٧ آمده است که وقتی آقای مطهری و آقای منتظری به درس امام می‌رفتند، بعضی از مخالفین می‌گفتند شما که خودتان در فقه و اصول از آقای خمینی باسوادترید. چرا به درس ایشان می‌روید؟ چون آن موقع امام به عنوان استاد اخلاق شناخته می‌شد و تا قبل از فوت آقای بروجردی هیچ‌کس ایشان را به عنوان استاد فقه نمی‌شناخت. آقای منتظری بیشتر شاگرد آیت‌الله بروجردی بود و با هدف جاانداختن درس امام و تثبیت موقعیت ایشان، اینها پای درس امام رفتند. خود این حرکت در اطرافیان، اثر مثبت داشت.
* چون امام خارج از کشور بودند، آقای منتظری در داخل نقش رهبری انقلاب را در بین نیروهای مذهبی به نیابت از ایشان بر عهده داشت و بزرگ‌ترین پشتوانه و پشتیبان مبارزین بود. اکثر خانواده‌های زندانیان قبل از انقلاب توسط ایشان حمایت مالی می‌شدند.
‌*قائم‌مقامی رهبری برای ایشان از پیش از انقلاب محقق شده بود و مجلس خبرگان فقط بر این امر صحه گذاشت. ولی از آن طرف کسانی مخالف بودند و سعی می‌کردند به انحای مختلف در جهت تضعیف موقعیت ایشان تلاش کنند. اینها هم نوعا کسانی بودند که نه با آقای منتظری، که با اصل انقلاب و خود آقای خمینی مخالف بودند.
* هدف آیت‌الله منتظری از تأسیس کتابخانه سیاسی رشد سیاسی طلاب و به‌نوعی مقابله با جوّ غالب حوزه بود. البته آقای منتظری دنبال این نبود که دین و قدرت را یکی کند، بلکه در پی این بود که فاصله دین و سیاست را بردارد.
بعد از عزل آیت‌الله منتظری آخرین نظری که ایشان درباره امام دادند، همان چیزی است که در کتاب «انتقاد از خود» آمده است. ایشان نسبت‌به بعضی از مواضع و تصمیمات امام انتقاد داشته و اینها را در نامه‌هایی که به امام نوشته است و در کتاب «خاطرات» و کتاب «انتقاد از خود» آورده است. همیشه هم احترام امام را حفظ کرده است.
*وقتی رهبری آقای خامنه‌ای اعلام شد، من در تهران بودم. آقای لطف‌الله میثمی آدرس منزل پدری ما را از طریق یکی از دوستانمان پیدا کرده بودند و به منزل پدر ما آمدند و گفتند: «خبر را شنیده‌اید؟»، جواب دادم: «بله». گفت: «فکر می‌کنی چه اتفاقی می‌افتد؟» گفتم: «شک ندارم آقای منتظری از اولین کسانی است که تأیید می‌کند». ایشان گفت: «به نظر ما این اتفاق نمی‌افتد» و نگران بود اگر این اتفاق نیفتد چه می‌شود. من خیلی قاطع گفتم: «این اتفاق خواهد افتاد». شب بود که تلفنی مطلع شدم ایشان نامه داده و تأیید کرده است. اولین کسی هم بود که این کار را کرد. ایشان نه از سر سیاست و مصلحت، بلکه به‌خاطر همان روحیه‌ای که می‌گفت از اول هم به‌دنبال رهبری نبودم و واقعا هم نبود، این کار را می‌کند.
*ایشان مثلا راجع‌به بازرگان، پیمان و اینها آن تلقی را نداشت که امام داشتند و همین باعث مواجهه متفاوت اینها می‌شد. به‌علاوه ریشه‌های معرفتی… آقای دکتر پیمان در دوره قائم‌مقامی رهبری آقای منتظری جزوه بسیار شدیداللحنی نسبت به جنگ و نظام و به شخص آقای منتظری داشت و قبل از اینکه آن را پخش کند، آورد که آقای منتظری ببیند. ایشان دید و گفت خیلی خوب است که مردم اینها را ببینند و بخوانند و این مسئله را تشویق می‌کرد.
*اگر روزی نامه‌های شیخ جعفر محمودی منتشر شود، باورتان نخواهد شد کسی این نامه‌ها را به آقای منتظری داده باشد و ایشان حکم داده و او را مسئول کتابخانه سیاسی کرده باشد. همین باعث می‌شد اگر دفتر ایشان اشکالاتی داشت که همه دفاتر دارند، این اشکالات بالانس شوند.
*آنچه باعث می‌شود بگویند بزرگ‌ترین مشکل در دفتر ایشان این بود که خیلی آینده‌بینی در آن نبود، بحث سیدمهدی هاشمی است. اینکه توانستند به ضرب‌وزور تبلیغات این موضوع را جا بیندازند که دفتر ایشان پایگاه سیدمهدی است. من به‌عنوان کسی که بیشترین ارتباط را با دفتر آقای منتظری داشتم، شاید در طول چند سالی که به دفتر ایشان می‌رفتم بیشتر از یک یا دو بار سیدمهدی را در آنجا ندیدم.
* آقای ری‌شهری هم در خاطراتش می‌نویسد آنچه باعث شد همه‌چیز عوض شود، کاغذی بود که {مهدي هاشمي} در توالت رد کرد و اینها دیدند و مسیر پرونده عوض شد. حرفی که ایشان می‌زند هنوز هم قابل دفاع است. ایشان در آنجا دیگر درباره شخصیت سیدمهدی بحث ندارد. مثلا ایشان می‌گوید باید وکیل داشته باشد، اینها حرف‌هایی است که ایشان از سال ١٣٦٠ هم گفته بود. ‌یک نامه از آقای منتظری دارم به تاریخ ٥/٧/١٣٦٠ که سیدمهدی عضو سپاه است که ایشان درباره بدرفتاری در بازجویی‌ها نامه‌ای به امام نوشته است: «خودمختاری مسئولین بازجویی و بازپرسی سخت نگران‌کننده است». ایشان درمورد بدرفتاری در زندان‌ها صحبت کرده که برای سال ١٣٦٠ است و نشان می‌دهد اینها اصلا ربطی ندارد.
23302

برای خرید آپارتمان در میدان امام حسین چقدر باید هزینه کرد؟

 میدان از سمت غرب به خیابان انقلاب و از سمت شرق به خیابان دماوند و از سمت جنوب به خیابان هفده شهریور متصل است.

خیابان انقلاب و خیابان دماوند از طریق زیرگذر ماشین رو به هم متصل هستند. میدان امام حسین و خیابان هفده شهریور طی سالیان اخیر به پیاده راه تبدیل شده و دسترسی آن توسط وسائط نقلیه ممنوع است.

قیمت خرید و فروش آپارتمان در منطقه امام حسین به شرح زیر است:

 برای خرید مسکن در میدان امام حسین چقدر باید هزینه کرد؟

 

3535

صباح زنگنه: عربستان در تحولات اخیر دچار توهم شد

محمد اکبری: خاورمیانه فضای منحصر بفردی را پشت سر می گذارد. ایران پس از یک رشته تحولات پی در پی در ارتباط با مسائل منطقه ای توانسته است به بازیگری مطرح و تاثیرگذار تبدیل شود. موضوعی که باعث تشدید تنش بین ایران و رقیب منطقه ای او یعنی عربستان شده است. عربستان تلاش می کند روند منازعه ای جدید را با برجسته سازی بحران در فضای سیاسی لبنان پیش ببرد. ایا این فضا قابل مدیریت است و می توان به روندی آرامش بخش رسید؟ چه سناریوهایی برای سپهر سیاسی لبنان متصور است؟ در این باره با صباح زنگنه کارشناس مسائل خاورمیانه گفت و گو کرده ایم که از نظر می گذرانید:

فضای حال حاضر لبنان را چگونه ارزیابی می کنید؟ 

 

لبنان از گذشته صحنه ای برای شکل گیری بحران و پیشبرد منازعه در خاورمیانه بوده است. اسرائیل هم به طمع خودش در منطقه ادامه می‌دهد و گاه‌گاهی لبنان را به‌عنوان منطقه‌ای برای بحران آفرینی و مشکل سازی تلقی می‌کند، حال این مشکل حمله هوایی، حمله زمینی یا ایجاد اختلاف بین گروههای مختلف باشد،یا تحریک یک کشور علیه لبنان؛ از این رو همواره لبنان همواره آبستن این نوع مسائل، اختلاف‌ها یا درگیری‌ها یا ناامنی‌ها بوده و یا خواهد بود. 

عربستان هم که زمانی خودش را حلال مشکلات یا ایجادکننده توافقات داخل لبنان می‌دانست، اکنون به پیش برنده سیاست‌های اسرائیل تبدیل شده است؛ واقعیت اینست عربستان و رژیم صهیونیستی هر زمان احساس کنند که فشارهای منطقه‌ای و بین‌المللی بر روی آنها بیشتر شده، دوباره به ایجاد اختلاف، فتنه و تنش در این کشور دست خواهند زد. آن‌چه که می‌تواند همه مسائل را مانع شود، صرفا رشد آگاهی و همبستگی خود مردم لبنان و احزاب اصلی لبنانی می‌تواند باشد.

مواضع تند حریری علیه حزب الله را چگونه ارزیابی می کنید؟

به نظرم می‌آید سعد حریری در یک فشار چند‌جانبه قرار دارد. اولاً در برابرش رقبای متعددی از میان اهل سنت وجود دارند که حاضرند در انتخابات شرکت کنند و کاندیدای اهل سنت برای تصدی نخست وزیری شوند. لذا او نمی‌تواند تا آخر لبنان را در گروی سیاست‌ها و درخواست‌های سعودی کند. از طرف دیگر عربستان با سعد حریری مشکل دارد؛ هم به دلیل بدهکاری‌های عربستان به ایشان و هم به دلیل توافق ایشان با آقای میشل عون و با پارلمان و حزب‌الله.

اعزام سفیر به سوریه عملا تمام تلاش‌های سعودی‌ها را از بین برده است؛ آنها تلاش داشتند لبنان همچنان با سوریه در حالت اختلاف و عدم توافق قرار داشته باشد. اگر سعد حریری سخن کنارگذاشتن سلاح حزب‌الله را مطرح می‌کند، عملا یک شرط غیرقابل تحققی را دارد مطرح می‌کند تا احیانا بتواند امتیازهای دیگری به نفع عربستان سعودی بگیرد و فشار عربستان را از خودش کم کند. اخیرا شنیدیم که حریری از سخن سیدحسن نصرالله استقبال کرده بود؛ دبیرکل مقاومت اعلام کرده قطعا حزب‌الله به یمنی‌ها سلاح نداده و موشک‌هایی که استفاده می‌شود، موشک‌های خود یمنی‌ها بوده است. خب این هم یک راه خروجی است از این بن‌بستی که عربستان، سعد حریری را در آن قرار داده بوده است.

به نظرتان فضای پیش آمده در موضوع استعفای حریری بازی غیر قابل پیش بینی شده از سوی عربستان بود و هماهنگی خاصی با غرب وجود نداشت؟ آیا عربستان چنین روندی را پیش بینی نمی کرد؟

عربستان دچار توهم شد؛ توهم عربستان هم ناشی از این‌ بود که جرد کوشنر، داماد آقای ترامپ به سعودی‌ها نقل قولی از اسرائیلی‌ها کرده بود، مبنی بر این‌که اگر عربستان یک زمینه تشنج و زمینه تنشی در لبنان ایجاد کند، رژیم صهیونیستی به کمکش خواهد آمد و احیانا حمله‌ای خواهد کرد و هزینه‌های آن را عربستان می پردازد. یک چنین توهمی حاصل شده بود و در نهایت هم کوشنر قول داده بود که اگر اسرائیل هم وارد شود، حمایت آمریکا را هم جلب خواهد کرد. خب چنین وعده‌هایی برای عربستان خیلی وسوسه‌کننده است، اما وقتی که وارد این بازی شد، ملاحظه کرد که اسرائیلی‌ها واقع‌بین‌تر از سعودی‌ها هستند و آمریکایی‌ها هم از هر دو واقع‌بین‌تر هستند. آمریکایی دیگر حاضر نیستند سربازانشان را به منطقه بفرستند تا کشته شوند، اسرائیل هم حاضر نیست دست به یک ریسک بزرگی بزند که نتیجۀ آن خسارت اراضیش خواهد بود.

52312

ما که نمی‌توانیم چرا میزبانی می‌گیریم؟

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ مسئولان ورزش کبدی شاید باورشان نمی شد که ماجرا این چنین سر و صدا کند. حالا می توانند بگویند یک عکاس شیطنت کرده اما آنها با مشکلی روبرو شده اند که فکرش را نمی کرده اند. در آن سالن نه فقط یک مرد که تقریبا تمام مربیان تیم های خارجی شرکت کننده با پوشش مخفی رفت و آمد داشته اند. تصاویر بعدی از آن اتفاق نشان داده مربیان تیم های دیگر هم رفتند و آمدند. حالا اینکه اصلا چرا چنین محدودیتی را در سالن گذاشته بودند؟ در سالنی که خانم ها حجاب های شان را رعایت کرده بودند و جالب است تیم های ملی ما با همین شرایط به مصاف رقبا در خارج از مرزها می روند و همین مردها هم در سالن حضور دارند. 

به نظر می رسد مسئولان ورزشگاه سختگیری نکرده اند و یا شاید نمی توانستند بیش از این سختگیری کنند. شاید بهتر بود میزبانی رقابتی که نمی دانستیم چطور باید برایش فکری کنیم تا اینچنین باعث توهین به حجاب شویم را نگیریم.

بازاری که امسال پربازده‌ترین شد

به گزارش خبرآنلاین، بازار سرمايه پس از طي كردن يك دوره طولانی  ركود، در ماههاي اخير رشد قابل توجهي را تجربه کرده
،به طوری که حتی رکورد قبلی خود را هم شکسته است.

شاخص كل بورس که  در نيمه مهر
ماه ماه با ثبت 84 هزار واحد به بالاترین ركورد سال جاري خود رسیده بود،در پایان
آبان ماه 88 هزار واحدی شد و به  ركورد 89 هزار
واحدي ديماه 92 نزدیک شد.برخی ها این افزایش را حباب عنوان کردند و برخی ها هم
گفتند،اثرات افزایش نرخ ارز است.اما این افزایش ادامه یافت و رکورد دی ماه چهارسال
پیش را هم شکست.حالا این بازار با ثبت 91 هزار واحد در هفته اول آذرماه می رود که یکی از پربازده ترین بخش
اقتصاد ایران در سال جدید باشد.(اینجا)

 شاخص كل بورس در پايان سال
گذشته 77 هزار و
230 واحد بود كه با طي كردن روندي صعودي به ويژه از نيمه تابستان به بعد تا بالای
87 هزار واحد پيش رفت. اين ميزان رشد شاخص بورس نشان دهنده بازدهي 14 درصدی بازار
سرمايه در 8ماه سال 96 است.

الزام بانک ها به رعایت نرخ سود بانکی 15 درصدی از سوی بانک مرکزی و
افزایش نرخ ارز از عوامل داخلی افزایش 
شاخص بورس بوده است.

رکورد زنی ادامه دارد

شاخص بورس در جریان معاملات پایان آبان ماه با رشد 1333 واحدی به رقم 89 هزار و 339 واحد رسید. در جریان این معاملات تعداد 4032 میلیون انواع اوراق بهادار
به ارزش 9919میلیارد ریال در بیش از 227هزار دفعه مورد معامله قرار گرفت و به ترتیب
6 و 29 درصد رشد و 5 درصد افت را نشان می دهد.(اینجا)  

این روزها شاخص کل بورس از کانال 91 هزار واحدی عبور
کرده است. این شاخص در هفته جاری به پشتوانه فولادی‌ها و معدنی‌ها از 91 هزار واحد
هم گذشته و آخرین رکورد دماسنج بورس اوراق بهادار تهران این شاخص را 91 هزار و 263
هزار واحد نشان می دهد. آخرین رکوردی که بورس ثبت کرده مربوط به سال 1392 است که شاخص
کل بورس کانال 89 هزار واحد را تجربه کرد. اغلب کارشناسان بازار سرمایه عقیده دارند
که این دفعه شاخص بورس ارتفاع 90 هزار واحد را نیز فتح خواهد کرد.

منصور کریمی، کارشناس بازار معتقد است:« افزایش
قیمت جهانی نفت، رشد دلار و فروکش کردن اظهارات خصمانه رئیس جمهوری امریکا در قبال
برجام از جمله دلایل رشد شاخص هستند.» (اینجا

التبه گروه دیگر معتقد هستند که با توجه به افزایش
ورود خریداران، شاخص بورس از قدرت کافی برای وارد شدن به کانال 90 هزار واحدی و بالاتر
برخوردار است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که بخش عمده رشد شاخص در معاملات ، ناشی از رشد
قیمت فلزات و مواد معدنی در بازارهای جهانی و تأثیر مثبت آن بر بازار بورس ایران بود.
رشد قیمت فلزات و مواد معدنی در بازارهای جهانی، موجب افزایش قیمت سهام شرکت‌های مرتبط
در بازار سرمایه ایران شده، به طوری که گروه فلزات اساسی را در صدر علاقه مندی‌های
سهامداران قرار داده است.

بازار پربازده

بررسی ها نشان می دهد از ابتدای امسال تا کنون شاخص
بورس با 14 درصد افزایش و شاخص کل هم وزن با 11.6 درصد افزایش عدد 17546 واحد را تجربه کرد.

در این میان سه صنعت «محصولات شیمیایی» با 16درصد،
«فلزات اساسی» با 16 درصد و فراورده های نفتی با 16 درصد بیشترین ارزش و «محصولات شیمیایی»
با 20 درصد، «خودرو و ساخت قطعات» با 18.8 درصد و «فلزات اساسی» با 15.6 درصد بیشترین
حجم معاملات را به خود اختصاص دادند.(اینجا)

اثرات دلار 4 هزار و 100 تومانی

خیلی ها افزایش نرخ ارز را یکی از عوامل رشد
شاخص بورس می دادند،به این دلیل که درآمدهای صادراتی شرکت هایی که صادرات محور
هستند،افزایش یافته است. سیدحمید میرمعینی در گفت وگو با خبرآنلاین درباره تاثیر افزایش
قیمت ارز بر بازار سرمایه می گوید:«افزایش قیمت ارز طی روزهای اخیر بر روی فروش شرکت
هایی که درآمدهای آنها مبتنی بر درآمد ارزی است،تاثیر مثبت دارد؛اما حتما این افزایش
بر روی شرکت هایی که کالاهای وارداتی و مواد اولیه وارد می کنند،تاثیر منفی دارد. صنایع
صادرات محور با فرصتی که افزایش قیمت ارز در اختیار آنها قرار می دهد می توانند به
درآمد ارزی بیشتری دست یابند و البته در کلیت این موضوع به نفع اقتصاد کشور خواهد بود
و درآمدهای صادراتی افزایش می یابد»

به گفته وی«در مجموع آنچه امروز در بازار ارز اتفاق
افتاده به نفع بورس است در صورتی که ریسک های سیاسی هم کنترل شود،می توان امیدوار بود
که بازار سرمایه طی ماههای آینده با رشد مواجه خواهد شد.» (اینجا)

 

3535