جزییات حمله به شبکه بین بانکی توسط هکرهای مانی تیکر

 

به گزارش خبرآنلاین، طبق گزارش کمپانی امنیتی Group-IB
مستقر در مسکو، شبکه نقل و انتقال تبادل مالی بین بانکی شامل Star، SWIFT و AWS CBR از
طریق بدافزاری که روی مموری رایانه‌های داخل بانک می‌نشیند؛ آلوده شده و ظاهرا هیچ
نرم‌افزار امنیتی نیز قادر به شناسایی آن نیست.

هکرهای مانی تیکر با این بدافزار (که پس از
ری-استارت شدن رایانه، ردپای خود را از بین می‌برد) به آرامی و بدون سر و صدا توانسته‌اند
ظرف 18 ماهه گذشته بیش از 18 بانک، موسسه اعتباری و خدمات مالی و یک شرکت حقوقی را
هک کرده و به طور متوسط از هر بانکی حدود 500 هزار دلار سرقت کنند.

سرقت از راه موسوم به Money Mule یا
قاطر پول انجام شده است. قاطرپول فردی است که واسطه انتقال پول کثیف بین قربانی و کلاهبردار
شده و در مراجع بین‌المللی مشخصاتش وارد لیست سیاه کلاهبرداری‌های بین‌المللی می‌شود.

گفتنی است بیش از 5 هزار بانک در دنیا از شبکه First Data STAR Network
برای نقل و انتقال مالی استفاده می‌کنند و با توجه به آسیب پذیری این شبکه- به
گفته شرکت امنیتی روسی- ممکن است آنها نیز در معرض سرقت قرار گیرند. بر اساس شواهد
موجود کمپانی امنیتی روسی معتقد است هدف بعدی هکرهای مانی تیکر بانک‌های آمریکای
لاتین است.

 

5656

 

فیلم | لحظه حمله یک فیل به اتوبوس در چین از نگاه راننده

ویدئوی زیر توسط راننده اتوبوس گرفته شده است. فیل با زدن ضربه، شیشه اتوبوس را می شکند و همچنین تلاش می کند تا اتوبوس را واژگون کند که پس از ناکام ماندن در این کار به خودرو دیگری که در فاصله دورتری قرار دارد حمله می کند.

 

61261

 

مراقب این چند ده میلیاردی که قهرمانان جمع کردند باشید!

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ تب زلزله فروکش کرده و دیگر آن موج قبلی وجود ندارد. علی دایی به عنوان یکی از ستاره ها 10 میلیارد تومانی توانسته برای زلزله زده ها پول جمع کند. این رقم تقریبا برابر است با رقمی که کیانوش رستمی برای همشهری هایش جمع کرده است. علی کریمی ، احمدرضا عابدزاده و جواد خیابانی دیگر چهره های ورزشی هستند که در این بحران به کمک زلزله زده ها رفتند و اتفاقا توانستند اعتماد مردم را جلب کنند . آنها کمک های زیادی جمع کرده اند اما نحوه هزینه این پول ها خیلی مهم است. از یاد نبریم روزهایی را که ورزشی ها را مردم برای شوراها بر می گزیدند و نهایت قصه چه اتفاقی افتاد. آنها حالا مسئولیت سنگینی دارند. علی دایی گفته خودش به تنهایی کار بازسازی را هم انجام می دهد. عابدزاده و خیابانی که هنوز هم دارند در منطقه کار میدانی می کنند و معلوم نیست چه برنامه ای برای کمک های انجام گرفته دارند ، کیانوش رستمی اما پولش را قرار شده بدهد به وزارت بهداشت. آنها قول داده اند در عرض یکسال بیمارستانی در سرپل ذهاب بسازند. بیمارستانی که صبح چهارشنبه با حضور وزیر بهداشت کلنگ می خورد. البته به شرطی که این بیمارستان هم مثل بیمارستانی که همین امسال به بهره برداری رسیده بود ، این قدر در برابر زلزله شکننده نباشد و باعث نشود مردم از اعتمادی که کرده اند ، پشیمان شوند.

4141

قتل مادر در بی خوابی

قرصهایی که خورده بود او را بیخواب کرده بود. چند شبانه روز نخوابیده بود. بیخوابی کلافهاش کرده بود. اسلحه شکاری را برداشت تا برای شکار از شهر خارج شود. مادر وقتی اسلحه را دید وحشت تمام وجودش را فرا گرفت. به سمتش رفت. از او خواست اسلحه را در خانه بگذارد. فکر کرد او دوباره قصد سرقت دارد. سد راهش شد. عصبی بود و از مادرش خواست در برابرش مقاومت نکند. مادر با اصرار خواست اسلحه را از او بگیرد، اما گلولهای شلیک شد و زن میانسال غرق در خون روی زمین افتاد.
اهالی با شنیدن صدای شلیک گلوله به خانه مورد نظر آمده و زن مجروح را به بیمارستان منتقل کردند اما او به دلیل شدت جراحات جان باخت.
ماموران پلیس شهرستان کوار استان فارس پس از اطلاع از ماجرای مرگ راهی بیمارستان شدند و تحقیقات خود را آغاز کردند.
بررسیهای اولیه نشان میداد این زن در حالی که با شلیک گلوله مجروح شده بود به بیمارستان انتقال یافته اما بر اثر شدت جراحات و خونریزی جان خود را از دست داده است .یکی از همسایههای مقتول که او را به بیمارستان رسانده بود در تحقیقات گفت: با شنیدن صدای شلیک گلوله خود را به خانه زن رساندیم. زن میانسال غرق در خون روی زمین افتاده بود. در فاصلهای کوتاه از او، پسرش در حالی که اسلحهای در دست داشت ایستاده بود. زن مجروح را به بیمارستان رساندیم اما پسرش همراه ما نیامد.ماموران که مطمئن بودند مقتول توسط پسرش به قتل رسیده است برای دستگیری او راهی خانهاش شدند، اما او از آن محل گریخته بود. ردیابیها برای دستگیری متهم به قتل آغاز شد، اما مهران مدام مخفیگاه خود را در شهرهای مختلف تغییر میداد. سرانجام هفته گذشته ردپای مرد جوان در شهر مشهد شناسایی شد و موضوع به کارآگاهان پلیس آگاهی خراسان رضوی اعلام شد.
کارآگاهان جنایی مشهد با تحقیقات خود توانستند مخفیگاه متهم را شناسایی کنند اما زمانی که وارد آنجا شدند، دریافتند مهران خودکشی کرده است. متهم به قتل به بیمارستان انتقال یافت که با تلاش پزشکان از مرگ نجات پیدا کرد.
مهران پس از بهبودي برای تحقیقات تحویل کارآگاهان پلیس کوار شد. او در بازجوییها با اعتراف به قتل گفت: ده سال قبل عضو یک شبکه سرقت شده و به صورت مسلحانه سرقت میکردیم. سرانجام توسط ماموران دستگیر شده و روانه زندان شدم. ده سال زندان را تحمل کرده و خرداد آزاد شدم. بعد از چند روز دوباره ارتباطم با دوستان نابابم آغاز شد. وقتی به خودم آمدم به موادمخدر و قرص اعتیاد پیدا کرده بودم. مادرم با مسئولان یک کمپ ترک اعتیاد صحبت کرد و مرا برای ترک به آنجا برد. چند روز قبل از قتل از کمپ بیرون آمدم. به خاطر قرصهایی که مصرف میکردم بی خواب شده بودم و این موضوع آزارم میداد. صبح دهم شهریور اسلحه دو لولی را که در خانه بود، برداشتم تا به شکار بروم. مادرم تصور کرد میخواهم سرقت کنم. سد راهم شد. هیچ کنترلی بر رفتارم نداشتم. از او خواستم از من فاصله بگیرد اما مدام اصرار میکرد اسلحه را به او بدهم. نمیدانم چه شد گلولهای شلیک شد و به مادرم اصابت کرد.او غرق در خون روی زمین افتاد. همسایهها متوجه موضوع شده و به خانه مان آمده و مادرم را با به بیمارستان رساندند.
خیلی ترسیده بودم. اسلحه را در همان حیاط انداخته و به شیراز رفتم. یکی از دوستانم خبر داد مادرم در بیمارستان فوت شده است. میدانستم پلیس در تعقیبم است. به همین خاطر راهی اصفهان شدم. چند روز آنجا بودم و بعد به قم رفتم. از آنجا هم به تهران رفته و سرانجام راهی مشهد شدم. کابوس جنایت یک لحظه هم رهایم نمیکرد. از سایه خودم هم میترسیدم. میدانستم اگر به هتل یا مسافرخانه بروم خیلی زود دستگیر میشوم. به همین خاطر خانهای اجاره کردم. از این وضعیت خسته شده بودم.شبها با کابوس صحنه قتل از خواب بیدار میشدم. برای رهایی از این کابوس تصمیم به خودکشی گرفتم اما ماموران متوجه شدند و به بیمارستان منتقل شدم. من قصد قتل مادرم را نداشتم و تیر به سمت هوا شلیک شد. نمیدانم چگونه گلوله به مادرم اصابت کرد. از کار خود پشیمانم. مادرم میخواست من زندگی سالمی داشته باشم، اما من ناخواسته او را کشتم. قرصهایی که میخوردم عامل این کار است.متهم به قتل پس اعتراف به قتل با قرار قانونی روانه زندان شد بدین ترتیب با اعتراف متهم پرونده وی وارد مرحله تازه ای شد و با صدور کیفرخواست به دادگاه ارسال شد.

 

46

حکم قصاص مرد افغان برای قتل زن سالخورده پس از سرقت طلاهایش

  مرد 26 ساله، مرداد سال گذشته پس از ورود به خانه‌
قربانی جنایت در حوالی خیابان دماوند او را کشته وگریخته بود.اما 45‌روز
بعد بازداشت شد و به قتل اعتراف کرد.

«دوستانم برای انجام کارهای خدماتی به
خانه پیرزن تنها می‌رفتند که برایم تعریف کردند او وضع مالی خوبی دارد. من
که غیرقانونی به ایران آمده‌ بودم و کارهای ساختمانی انجام می‌دادم وسوسه
شدم تا اموال او را سرقت کنم. اوایل مرداد سال گذشته به بهانه اینکه
می‌خواهم کارهای خدماتی صاحبخانه را انجام دهم به خانه‌اش رفتم. اما پس از
ورود با تهدید خواستم تمام پول‌ها و اموال قیمتی‌اش را به من بدهد که قبول
نکرد. من هم با انداختن روسری به دور گردنش او را خفه کردم، بعد گوشی تلفن
همراه و گردنبند طلایش را دزدیدم و فرار کردم.»

با گذشت یک سال از
ماجرا، متهم به قتل صبح دیروز در شعبه چهارم دادگاه کیفری به ریاست قاضی
اصغر عبداللهی و با حضور قاضی واعظی – مستشار دادگاه – محاکمه شد.
درآغازدادگاه، قاضی غلامی نماینده دادستان به شرح کیفرخواست علیه متهم
پرداخت و از قضات خواستارصدورحکم مجازات شایسته برای او شد.

اولیای دم،
دختران و پسران زن سالخورده که در دادگاه حضور داشتند برخی درخواست دیه
کردند و تعدادی هم خواستارصدورحکم قصاص برای قاتل مادرشان شدند.اما این
جوان صبح دیروز زمانی که پای میز محاکمه ایستاد طی اظهاراتی عجیب گفت:
«چهار نفر از دوستانم با گوشی تلفن‌ام با این زن تماس گرفتند تا از او پول
بگیرند. بعد هم به خانه‌اش رفتند اما من تا جلوی در خانه این زن رفتم ولی
داخل منزل نشدم و از همان جا برگشتم و به آنها گفتم من زن وسه بچه دارم
و… تا اینکه بعد از 45 روز دستگیر شدم و به اتهام قتل از من بازجویی
کردند.این جوان افغان مدعی شد دوستانش به افغانستان و ترکیه گریخته‌اند و
او بیگناه است و فقط جرمش ورود غیرمجاز به ایران است.در پایان اظهارات
متهم، قضات وارد شور شدند و او را به جرم قتل عمد به قصاص نفس و به اتهام
سرقت مقرون به آزار به 10 سال حبس محکوم کردند.

 

45302

دردسر همیشگی دولت با ردیف‌های خاص در بودجه/جای خالی نظارت

فائزه عباسی: حسن روحانی روز گذشته مهمترین لایحه مالی کشور را به
بهارستان آورد اما مهمتر از خود لایحه، گلایه هایی بود که  از زبان رئیس جمهور بیان شد آن هم درمورد
فشارهایی که برای قرار دادن ردیف بودجه های بی حساب و کتاب به دولت وارد شده بود.

«ردیف اندر ردیف درست شده بود» «باید
بتوانیم بر این ردیف ها نظارت کنیم تا روشن باشد این پول کجا می رود؟ » اینها فقط جمله
هایی است که حسن روحانی در ساختمان هرمی شکل بهارستان به زبان آورد.(اینجا) اما
روحانی به گفتن این‌ها هم اکتفا نکرد و سخنانش وقتی به موضوع موسسات مالی رسید تندتر
شد و از سفارش آدم‌های عجیب و غریبی گفت که برای مانع تراشی بر سر تصمیم دولت یعنی
برخورد با صندوق هایی که معلوم نیست صاحبانشان چه کسانی هستند توصیه هایی به دولت
داشتند. (اینجا)

سوال اینجاست وقتی حسن روحانی از حذف ردیف های بودجه می گوید منظورش
بودجه کدام نهاد است که بی حساب کتاب بوده و نظارتی هم روی آن صورت نگرفته است.

300 ردیف بودجه بدون نظارت

محمدعلی پورمختار که در دور مجلس نهم ریاست کمیسیون اصل 90 را به عهده
داشت و در این مجلس در کمیسیون حقوقی و قضایی جا گرفت درمورد اینکه منظور روحانی
از حذف ردیف‌های بودجه متوجه کدام نهاد ها است به خبرآنلاین گفت: از قدیم و در مجالس مختلف این ردیف های بودجه وجود داشت و
بعضا تا 300 ردیف هم برای امور مختلف و بنیادهای مختلف درنظر گرفته می شد.

پورمختار که منظورش مشمولین جدول شماره 17 بود
گفت: این بودجه مربوط به  بنیادهایی است که
خصوصی یا غیرانتفاعی و خدماتی بوده اند برای مثال در حوزه شعر و ادب فعال بودند که
 توسط اشخاص مختلفی تاسیس شدند و برای
اینکه بتوانند این بنیادها به فعالیتشان ادامه دهند برای آنها ردیف بودجه قرار
دادند و مجلس هم برای آن رقم هایی در نظر می گرفته است. او با بیان اینکه رقم این
ردیف ها زیاد نیست که بگوییم در میزان بودجه تاثیر گذار است  گفت: در طول این سال‌ها دولت‌ها نیز برخوردهای
متفاوتی داشتند برخی کامل پرداخت می کردند و برخی اصلا پرداخت نمی کردند.

رقمی که در حد چندهزار میلیارد نیست

هرچند نماینده مردم کبودرآهنگ می گوید رقم این
ردیف های بودجه آنقدر نیست که در کل لایحه بودجه تاثیر گذار باشد اما وقتی درباره رقم این بودجه مورد سوال قرار می گیرد می گوید رقم دقیقش را نمی دانم  اما در حد چند هزار میلیارد نیست.

او ادمه داد:
اگر نگاه بر حذف این ردیف های بودجه یا اصلاح آن باشد باید دید قرار است چه
دستگاهی جایگزین آن شود در واقع اول مورد ارزیابی قرار گیرد که آیا حذف اینها به
مصلحت هست یا خیر؛ مثلا بنیاد بوعلی، بنیاد سعدی، بنیاد حافظ است که کارکردهای خاص
خود را دارد آیا نیاز به وجود انها هست یا خیر اگر نیاز نیست که هیچ و اگر نیاز به
وجود آنها هست باید دید بودجه انها باید زیر نظر چه کسی باشد آیا همه آنها باید
سپرده شود به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؟ آیا این امر رافع مشکلات در این زمینه
خواهد بود؟

پور مختار که به نوعی صحبت‌های روحانی را مبنی
بر بی حساب و کتاب بودن این بودجه ها تائید کرد گفت: آنچه مسلم است اینکه این
بودجه ها حسابرسی نشود هیچگاه قابل قبول نیست حتی اگر قرار بر وجود آن است باید به
گونه ای برنامه ریزی شود که نظارت بر آنها وجود داشته باشد و دیوان محاسبات بتواند
بر آن نظارت داشته باشد؛ یادمان نرود ما وقتی مصوب می کنیم پولی به بخشی تخصیص
داده شود برای رسیدن به اهدافی است که درمورد آن ترسیم شده است نه استفاده های
دیگری که در چارچوب ان اهداف نیست.

دعوای تاریخی بر سر بودجه های بی حساب و کتاب

دعوا بر سر بودجه جدول شماره 17 چیزی نیست که
مربوط به امسال یا سال گذشته باشد و همیشه مخالفانی داشته است؛ ملاک و معیار انتخاب
این تعداد نهاد برای دریافت کمک‌های مالی نامشخص است، سوال منتقدان هم همواره این بوده که این ردیف بودجه،
چرا به برخی افراد خاص تعلق می‌گیرد؟ آنها براین اعتقادند که نهاد یا مؤسسه مذبور ممکن است مبالغ دریافتی را
برای خرید اتومبیل، خانه یا مواردی از این دست هزینه کند که در این صورت هم قابل‌حسابرسی
و نظارت نیستند. بهتر است این بودجه‌ها در قالب یک قرارداد خدمت معین و مشخص به این
نهادها پرداخت شود، تا به‌عنوان‌مثال روند کاری نهادی که می‌خواهد با این پول مقبره
سعدی را مرمت یا نو‌سازی کند، قابل‌نظارت و پیگیری باشد. بهتر است با شفاف‌سازی، از
هزینه‌کردن این مبالغ در جاهای غیرضروری جلو‌گیری کرد.

اما درمیان دعواها بر سر این جدول، دعوای احمد بخشایش‌اردستانی با غلامعلی
حدادعادل در مجلس نهم  یکی از پر حاشیه
ترین بحث ها بود، وقتی او از تریبون مجلس گفت: «چرا باید از بودجه 6 هزار و 12 میلیارد تومانی بخش فرهنگ کشور، بدون حساب و کتاب رقم‌هایی به برخی مؤسسات داده شود»او گفت: «حدود 300 میلیارد تومان از بودجه فرهنگی کشور به بنیادهایی چون بنیاد دعبل خزاعی، بنیاد سعدی، حافظ، مولانا و 50 مؤسسه دیگر از جدول شماده 17 که فقط حامی‌شان نمایندگان پرقدرت و پرزور و نفوذ هستند، اختصاص می‌دهید. آیا مجلس مقصر نیست؟ مجلس لایق عِقاب است که بر اساس تحفظ و رودربایستی با این پدیده ناصحیح برخورد نمی‌کند.»» این صحبت با اعتراض حدادعادل که
از موسسین بنیاد سعدی است یعنی همان سازمانی که نامش در میان جدول شماره 17 به چشم
می خود مواجه شد و صدای فریاد هر دو بلند شد.

حذفی که به ابقا ختم شد

سال پیش در همین روزها بود که بار دیگر موضوع
جدول شماره 17 و حذف آن بحث داغ مجلسی ها و دولتی ها شد اما نهایتا آنچه از کمیسیون تلفیق
خارج شد نه حذف این ردیف های بودجه، که تثبیت دوباره آن بود. موضوعی که جعفرزاده
ایمن آبادی علتش را متوجه لابی های سنگینی می داند که در جریان بررسی این بند  به راه افتاد. او گفت: اين جدول
در ميان نمايندگان سينه‌چاكاني داشت كه با لابي‌هاي سنگين راي بالايي بر عدم حذف
آنها جمع كردند. طيف نمايندگاني كه خواهان اين شفاف‌سازي و قطع اين درخت از ريشه
بودند، كم بود.

سفارشات خالی از مطالعه

از آنجایی که بخشی از صحبت های روحانی متوجه
سفارشات و فشارهایی بود که از سوی افراد عجیب و غریب بود این سوال پیش می آید که
این افراد چه کسانی هستند که می توانند با نفوذ خود در بوجه این چنین تاثیر گذار
شودند. محمدعلی پورمختار در این رابطه به خبرآنلاین گفت: مدیران یا اعضای این موسسات
مالی معمولا از افرادی هستند که زمانی مسوولیت داشتند یا دارند و یا از وابستگان
مسوولین هستند که طبیعی است مراجعه می کنند و شرح و توصیفی از عملکردشان می دهند
که همه چیز درست و بر اساس حساب و کتاب است و متاسفانه اعتماد می شود و بعد سفارش
می کنند.

او گفت:  این یک واقعیتی است که در کشور ما وجود دارد که
از سوی من نماینده گرفته تا دیگران  بدون
مطالعه توصیه هایی می شود و آنچه در مورد این موسسات رخ داد و گفته شد درست است.

پورمختار که به گفته خودش در بسیاری از پرونده
های نظارت بر موسسات مالی نقش داشته است گفت: البته نمی توان گفت همه موسسات یا یک
موسسه ای همه عملکردش تخلف بوده است. من شخصا سال‌ها  به موضوع موسسات مالی ورود کردم و گاهی تخلفات بانک
های دولتی خیلی بیشتر از این موسسات مالی است اما وقتی برخوردی وجود ندارد زور
موجود به موسسات می رسد که یا باید منحل شود یا به نحوی با آنها بر خورد شود.

مجلس تحت سیطره افراد عجیب و غریب؟

حسن روحانی وقتی پشت تریبون مجلس قرار گرفت تا
از لایحه بوجه 97 بگوید در پایان صحبت هایش از نمایندگان خواست که بحث تاثیر
فشارها قرار نگیرند موضوعی که پورمختار درمورد آن می گوید: بحث فشار نیست بحث منطق
کار است که امیدوارم اعضای کمیسیون تلفیق به این مسئله به صورت منطقی نگاه کنند و
نه رابطه ای و به قول شما بر اساس توصیه.

او گفت: باید همه موضوعات را با دقت نگاه کنند و
جایی که منطق نظر به حذف دارد آن را با قاطعیت حذف کند.

29216

 

ادعای یک دختر درباره تجاوز یک پسر و اخاذی از او/ متهم: چون با پسر دیگری دوست شده، انتقام گرفتم

  او گفت: مدتی
پیش درشبکه‌های اجتماعی با پسر جوانی به نام شایان آشنا شدم. پس از مشاهده
عکس پسر جوان، شیفته‌اش شدم. او خوش تیپ بود و به نظر می‌رسید وضع مالی
خوبی هم دارد. با گذشت مدتی از تماس‌های غیرحضوری ومجازی، او با من
قرارملاقات حضوری گذاشت. زمانی که به محل قرار رفتم شایان را سوار بر
خودروی پژو دیدم. قرارما این بود که به کافی شاپ برویم اما اوناگهان به
بیرون شهر رفت. وقتی از او پرسیدم کجا می‌رود گفت به رستورانی بیرون از شهر
می‌رویم. اما متأسفانه به جای رستوران مرا به باغ متروکه‌ای برد و بدون
توجه به التماس‌هایم مرا مورد آزار و اذیت قرار داد. حتی طلاهایم را هم
سرقت کرد و قبل از رفتن تهدید کرد اگر شکایت کنم، آبرویم را خواهد برد.

دختر
جوان ادامه داد: آن زمان نمی‌دانستم که از من فیلم سیاه گرفته است. اما
چند روز بعد که دوباره تماس گرفت تهدید کرد که اگر به خانه‌اش نروم فیلم و
عکس‌هایی که از من گرفته را منتشر خواهد کرد. به همین خاطروقتی خودم را در
بن‌بست دیدم، برای حفظ آبروی خود و خانواده‌ام چاره‌ای جز انجام آنچه او
خواسته بود را نداشتم. ولی خواسته‌های شایان تمامی نداشت. چرا که مدتی بعد
از من درخواست پول کرد که سه میلیون تومان از دوستم قرض کردم و به او دادم.
ولی او دست بردار نبود و من که فهمیده بودم شایان قرار نیست به‌خواسته‌های
شوم‌اش پایان دهد تصمیم گرفتم از او شکایت کنم.»

پس ازشکایت دختر جوان،
تحقیقات دراین باره آغاز شد وبا سرنخ‌هایی که او دراختیار کارآگاهان
قرارداده بود، پسرشرور بازداشت شد. اما ضمن انکارادعاهای دخترجوان منکر
آزار و اذیت وتهیه فیلم سیاه شد. او گفت: من و سهیلا مدت‌ها باهم دوست
بودیم و همدیگر را می‌دیدیم. قرار بود باهم ازدواج کنیم اما چند وقتی بود
که رفتارهایش تغییر کرده بود تا اینکه متوجه شدم با پسر جوانی دوست شده
است. از اینکه او این کار را با من کرده بود ناراحت شدم و تصمیم به انتقام
گرفتم. برای همین نقشه اخاذی را اجرا کردم و با این ترفند که از او فیلم
گرفته‌ام و می‌خواهم آن را در فضای مجازی منتشر کنم نقشه‌ام را اجرا کردم.
اما هیچ فیلمی در کار نبود و اصلاً نمی‌خواستم آبروی او را بریزم.»
به‌دنبال
اظهارات پسر جوان، بازپرس جنایی دستور ادامه تحقیقات و بررسی اظهارات
دختروپسرجوان را صادر کرد تا پس ازکشف حقیقت و رفع ابهام‌ها در این باره
تصمیم‌گیری شود.

 

47302

دبیری‌: ریاض مانند ماری زخمی است

محمد اکبری: خاورمیانه روزهای بی سابقه ای را پشت سر می گذارد؛ هرچند داعشی‌ها در حال بازگشت به خانه هایشان هستند، اما هنوز نمی توان با قاطعیت نسبت به امنیت و ثبات خاورمیانه خوش بین بود. برخی ناظران بر این باورند که دوران پساداعش دورانی سخت برای سیاست خارجی عربستان تلقی می شود و این کشور دست به هر اقدامی می زند تا نظم مورد نظر خود را با کمک بازیگر غیر منطقه ای از جمله امریکای ترامپ و هم پیمانان منطقه ای محقق کند. پرسشی که به ذهن متبادر می شود اینست که آیا عربستان می تواند روندهای مورد نظر خود را در منطقه حاکم کند؟ تحولات درونی این کشور چگونه قابل تبیین است؟ در این باره با امیر دبیری مهر، کارشناس مسائل بین المللی گفت و گو کرده ایم که در ادامه می خوانید: 

با شکست داعش، عربستان چه روندی را در خاورمیانه برای خود متصور است؟ 

 عربستان همواره و به شکل کلاسیک در آسیای جنوب غربی و خاورمیانه به دنبال هژمونی و سیطره منطقه ای بوده و این ربطی به سیاست های حاکمان کنونی و حاکمان گذشته عربستان ندارد، بلکه این استراتژی و راهبرد کلان آل سعود است، حتی در پیش از انقلاب اسلامی هم عربستان به دنبال این سیطره در منطقه بوده است، بنا به دلایل متعدد و مزیت هایی که حکام عربستان برای خود قائل هستند از جمله برخورداری از منابع نفتی، واقع شدن مکان مقدسه مکه و مدینه در آن کشور و اینکه به هر صورت آنها خودشان را ام القرای جهان عرب می دانند. به همین خاطر به دنبال این سیطره بوده اند.

در بعد از ماجرای اشغال عراق در دوران جرج بوش پسر و پیشرفت معادلات عراق برخلاف تصورات قبلی و روی کار آمدن گروههای متمایل به ایران و قدرت یافتن شیعیان، عربستان سعودی و آل سعود خود را بازندۀ اصلی این تحولات دانست. و آنچه که محور مقاومت شیعی با عضویت ایران، سوریه و لبنان و حتی عراق شکل گرفت در واقع همچون طناب و کمانی بود که الگوی عربستان را در منطقه می فشرد و عربستانی ها خودشان را بی نصیب از فواید و پیامدهای اشغال عراق تصور می کردند و دست به اقدامات ایذایی و تخریب گر و ویران کننده و ضد نظم در منطقه زدند. عمده ترین آن حمایت از گروههای تروریستی در عراق برای بمب گذاری ها و ناامنی ها و غیره بود، بعد از اینکه این طور عملیات ها در سال 2011 به خاطر تدابیر امنیتی که در عراق اتخاذ شد، کاهش پیدا کرد، گروه داعش به صورت خیلی جدی تر و سازماندهی شده تر، هم زمان در سوریه و عراق شکل گرفت که عرب ها و عربستانی ها (اینجا منظورم عربستانیها و آل سعود است) در حمایت های محسوس و نامحسوس و مستقیم و غیر مستقیم از داعش، از هیچ کمکی فروگذار نکردند. 

از این رو بعد از داعش( ما الان در دوران پساداعش هستیم) عربستان مثل مار زخمی است، مانند یک سیستم هست که احساس می کند از تحولات منطقه خاورمیانه به کامیابی دست پیدا نکرده و ما باید منتظر بازیهای تهاجمی عربستان در قبال دیگر کشورها و دیگر موضوعات باشیم، مثل بحران یمن، بحرین، ماجرای ارتباط آنها با اسرائیل و مواضع تندی که علیه جمهوری اسلامی ایران اتخاذ می کنند. عربستان تا زمانی که خودش را متنفع از تحولات خاورمیانه و جنوب غربی آسیا نبیند، به سیاست های ایذایی، تهاجمی و تخاصمی خودش نسبت به کشورهای ثالث از جمله جمهوری اسلامی ایران، ادامه خواهد داد. منطقی هم که آنها از آن دفاع می کنند این است که اگر قرار باشد نظمی در منطقه باشد که این نظم به نفع عربستان نباشد، آنها به دنبال بی نظم کردن آن نظم خواهند رفت و پیچیدگی تحلیل سیاست عربستان نیز به همین مسئله برمی گردد.

آیا باید اصلاحات عربستان را در چارچوب تغییرات حاکمیتی و روی کار آمدن بن سلمان جسجو کنیم یا تحولات خاورمیانه؟ 

یک بخشی در پاسخ قبلی عرض کردم که به حوزه سیاست خارج معطوف بود. اما مسئله ی اصلاحات در عربستان دو وجه دارد:

وجه اول، وجه ناگزیر و اجتناب ناپذیر در داخل عربستان هست. به هر صورت عربستان سعودی سنتی ترین و واپسگراترین دولت را در کره خاکی دارد. در حالی که ادعاها و سوگیری های منطقه ای و فرامنطقه ای دارد. این دو رویکرد و دو وضعیت با هم سازگار نیست یک کشوری نمی تواند در دنیا سیطره و هژمونی منطقه ای داشته باشد، اما هنوز براساس سنتی ترین روش های اعمال قدرت به اعمال حاکمیت در کشور بپردازد آن هم براساس قوم و قبیله و طایفه و تیره و …. هم مطالبات بیرونی، هم مطالبات منطقه ای و مطالبات طبقاتی درون عربستان سعودی روز به روز رو به افزایش است و آل سعود ناگزیر از اعمال تغییرات و اصلاحاتی در این کشور هست که بتواند پایگاه طبقاتی حکومت پادشاهی را گسترش بدهد.

به نظر بخشی از این اصلاحات مثل اعطای حق رانندگی به زنان و برخی از این رفتارهای دیگر و تصمیماتی که اخیراً اتخاذ شده، از سر اضطرار در عربستان سعودی اتخاذ شده است. اما بخشی از ماجرا یا لایه ی دوم برمیگردد یعنی به سیاست همگرا سازی یا یکسان سازی حاکمیت؛ توجه داشته باشیم که میزان مشروعیت و کاریزمایی که پادشاهان و ولیعهدان سابق عربستان داشتند ما الان در سلمان و بن سلمان نمی بینیم، به ویژه در بن سلمان چون سلمان که تقریباً مریض و علیل و فرتوت است و امکان اعمال حاکمیت ندارد و ترک تازی امروز در عربستان به دست بن سلمان است و بن سلمان برای اینکه بتواند زمینه های پادشاهی خودش را بدون کمترین هزینه ای فراهم بکند، ناگزیر هست که موانع جدی گسترش سیطره خودش در داخل عربستان و پادشاه شدن را ایجاد بکند و موانع را رفع بکند. مهمترین موانع، رقبای بالقوه او یعنی دیگر شاهزاده های آل سعود هستند که، این اتفاقات در واقع در آن راستا صورت می گیرد. این دو لایه را بن سلمان به صورت همزمان جلو می برد و حذف رقبا را در پوشش اصلاحات، پیگیری میکند ضمن اینکه در بخش اول عرایضم عرض کردم؛ در بخشی از لایه ها و در برخی از حوزه ها هم ما شاهد اصلاحات نیم بندی در حوزه اجتماعی از جانب آل سعود هستیم.

ارزیابی شما از نقش آفرینی عربستان در قضیه استعفای حریری چیست؟

دربارۀ استعفای سعد حریری هر چند می دانید سناریوهای مختلفی مطرح است اما یکی از سناریوهایی که محتمل می نماید، به نظر من این هست که اصل ماجرای استعفای حریری در داخل عربستان و در خاک عربستان، یک نمایشی بود برای تحت شعاع قرار دادن بازداشت شاهزاده های عربستان. به یک معنا هر چند مسئله ی قدرت و اقتدار حزب الله در لبنان و نارضایتی عربستان از این مسئله یک واقعیت هست و استعفای حریری در عربستان می تواند و می توانست قدرت آل سعود را در مدیریت سیاسی حریری نشان بدهد اما به نظر من اصل ماجرا برمی گشت به شبه کودتایی که در داخل عربستان صورت گرفت. همانطور که می دانید شاهزاده ها در حال حاضر در هتلی محسور و محبوس شدند، با آنها مذاکرات گسترده ای برای اخذ مبالغ کلانی از آنها و گرفتن باج صورت می گیرد، برای اینکه به شرایط اولیه شان برگردند و در عین حال دندان طمع از قدرت را بکشند که بن سلمان بتواند زمینه های اقتدار فراگیر خودش را در عربستان فراهم بکند. این مسئله، مسئله مهم در عربستان سعودی بود و این می توانست بازتاب و انعکاس غیرقابل پیش بینی در دنیا و منطقه داشته باشد. اما به نظرم می آید که سناریست ها و مشاوران عملیات روانی در عربستان، با طرح استعفای رفیق حریری در عربستان به شدت این موضع را تحت شعاع قرار دادند. بررسی های بنده نشان می دهد اگر شما به رسانه های عربستان پیرامون این دو حادثه نگاه بکنید، کاملاً هویدا و آشکار است که اخبار مربوط به استعفای حریری، کاملاً اخبار مربوط به شبه کودتا در عربستان را تحت شعاع قرار داد و به طور عامدانه ای سعی کردند که آن مسئله را یک مسئله ی فرعی وانمود بکنند در حالی که جنگ قدرت واقعی در آنجاست و برای آل سعود هم مسئله ی قدرت داخلی و تثبیت قدرت داخلی به مراتب مهمتر از مسئله لبنان است.

آیا عربستان از طریق استعفای حریری به دنبال فشار بر ایران و برجسته کردن تنش خود با ایران بوده است؟

بله طبیعتاً در سؤال اول هم اجمالاً اشاره کردم به جهت گیری و سیاست خارجی عربستان در منطقه و همین طور نگاهی که آنها به ایران دارند، من هیچ چشم انداز روشنی به بهبود روابط ایران و عربستان نمی بینم بلکه اعتقاد دارم با توجه به رویکرد رئالیستی که عربستان در سیاست خارجی به شکل یک رئالیسم تهاجمی اتخاذ کردند، ما روزهای پر تنشی را با عربستان سعودی پیش رو خواهیم داشت و باید برای سناریوهای گوناگون رفتار عربستان، برنامه های پیشدستانه و هوشمندانه داشته باشیم. یک کاتالیزور مؤثری هم در اینجا شکل گرفته و آن هم رویکرد ترامپ و هیئت حاکمه ی پیرامون ترامپ است که کاملاً با بن سلمان و تشکیلات آل سعود در این زمینه ها همراه و همگام هستند. معاملات سنگین اقتصادی، تفاهمات امنیتی با همدیگر بستند توافق کردند و اینها می تواند به ضرر ما تمام شود اما به هر صورت صحنۀ سیاست و سیاست ورزی و دیپلماسی، به معنای عام آن، صحنه ی مواجهه با رقبا و دشمنان خطرناک و تصمیمات صحیح برای کمینه کردن این آسیب ها و بیشینه کردن منافع ملی است که امیدواریم در کشور ما هم چنی اتفاقی رقم بخورد.

52312

کیهان: مأموران فرودگاه بلگراد، زنان و مردان ایرانی را در برابر یکدیگر برهنه کردند

براساس گزارش شاهدان عینی، مأموران فرودگاه بلگراد صربستان پس از ورود ایرانیان به این فرودگاه، آنها را بازداشت کرده و زن و مرد را در حضور یکدیگر و سایر مسافران آن فرودگاه برهنه و تحت بازرسی بدنی قرار دادند!

مسافران و شاهدان تصریح کردند که چند روز پیاپی آنها را در داخل یک فنس در مجاورت سرمای شدید هوا قرار داده‌ و هیچ‌گونه مواد غذایی اختیار آنها نگذاشته‌اند. در این بین تنها عده‌ای که شرایط مهیای پرواز را داشته‌اند، موفق به بازگشت شده‌اند. مجموع این رفتارهای ناشایست هم تنها مختص ایرانی‌ها بوده است.

بی‌مسئولیتی سفارت ایران در صربستان به عنوان ذی‌صلاح‌ترین مرجع برای پیگیری چنین هتک حرمتی محل ابهام و سؤال است چراکه تماس این افراد با سفارت ایران در صربستان نیز متأسفانه نتیجه‌ای در پی نداشته است و با بی‌اعتنایی مواجه شده است. بنابر اظهارات شاهدان، شخصی که تلفن سفارت را جواب داده، در ابتدا خود را مستخدم سپس منشی و کارمند و… معرفی کرده و اعلام کرده که در این موضوع قادر به انجام اقدامی نیست!

این افراد با ‌اشاره به ادعای لغو ویزای سفر به این کشور، خاطرنشان کردند که چنین موضوعی واقعیت نداشته و هر ایرانی به این کشور سفر کند، بازداشت می‌شود.
47302